وسط آیات قرآن+حرف وسط قرآن+ط وسط قرآن و.....

۱) وسط قرآن مبین از لحاظ تعداد حروف کل قرآن

۲) برای دیدن آیه وسط قرآن کلیک کنید ←آیه وسط قرآن مبین

۳) ط وسط قرآن

*همانطور که قبلا قول داده بودم تا جدول حرف ط

را 12 آذر 92 منتشر کنم لذا میتوانید

اعجاز حرف ط را در دو جدول زیر ببینید

الف ) جدول حرف ط

ب) جدول حرف ط

۴)حرف ص وسط قرآن مبین

۵) ق وسط ایات قرآن کلیک کنید.

منبع: www.quran19.ir

محقق: سیروس مجللی

ما يشاء

 

ما يشاء ۱۹ بار ذكر شده

رديف

آيه

سوره

۱

۲۵۱

۲

۲

۴۰

۳

۳

۴۷

۳

۴

۱۷

۵

۵

۱۳۳

۶

۶

۱۰۰

۱۲

۷

۳۹

۱۳

۸

۲۷

۱۴

۹

۱۸

۲۲

۱۰

۴۵

۲۴

۱۱

۶۸

۲۸

۱۲

۵۴

۳۰

۱۳

۱۳

۳۴

۱۴

۱

۳۵

۱۵

۴

۳۹

۱۶

۳۴

۳۹

۱۷

۲۷

۴۲

۱۸

۴۹

۴۲

۱۹

۵۱

۴۲

منبع:اثبات نظم در قرآن مبین

محقق: سیروس مجللی

ابجد حروف مقطعه

ابجد حروف مقطعه 

 

الم-الم-المص-الر-الر-الر-المر-الر-الر-كهيعص-طه-طسم-

 

طس- طسم-الم-الم-الم-الم-يس-ص-حم-حم-حم-حم-حم-حم-

 

حم-ق-ن 

 

آیات ۱ سوره هاي مقطعه قران را به ترتيب دنبال هم

 

مينويسيم و با كمال ناباوري مشاهده ميكنيم كه ۱۳۰

 

رقم بدست امده مضربي از ۱۹ ميباشد

 

3040130401304090130200130200130

 

200130402001302001302002051070

 

909596040960960401304013040130

 

4013040106090840840840840840840

 

84010050

 

=۱۹:

 

16000686322653105948421737895422

 

1059494842173789542210634266

 

8899787389979452842791585810

 

5949480547424258337284653074126

 

7583368950

منبع: http://mojezeh-quran.blogfa.com/                                    محقق:سیروس مجللی

 

حروف مقطعه

حروف مقطعه

حروف مقطعه یا حروف پارافدار قرآن عبارتند از

الم-الر-المر-حم-یس-کهیعص-عسق-طسم-طس-ص-ن-ق-طه

که ۲۹ حرف میباشند و در اول آیات ۲۸ سوره آمده اند و تنها (عسق)در آیه ۲ آمده و مابقی در آیات ۱ دیده میشوند و جمع حروف و تعداد سوره ها به اندازه نصف سوره های قرآن است و مضربی از ۱۹

۳=۵۷:۱۹=۲۹+۲۸

 

منبع: www.quran19.ir

محقق: سیروس مجللی 

دو آيه عجیب در قرآن

دو آيه در قرآن وجود دارد که اگر بر عکس خوانده شود یک معنا دارد

1- ((كلٌّ فى فلك)) (يس، 40)

2- و ((ربّك فكّبر)) (مدثر، 3)

منبع: http://mojezeh-quran.blogfa.com/                                    محقق:سیروس مجللی

تمام حروف الفبا در 2 آیه

تمامى حروف الفبا

 آياتی که  تمامى حروف الفبا در آنها وجود دارد دو آيه هستند آيه ۱۵۴ سوره آل‏عمران

((ثمّ أنزل عليكم من بعد الغمّ أَمَنةً نعاساً يغشى طائفة منكم.......))

 و آيه 29 سوره  فتح

(( محمّد رسول‏اللَّه و الذين معه أشدّاء على الكفار رحماءُ بينهم.....))

اسم اعظم

اسم اعظم

یکی از عطایا و کراماتی که خداوند به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و ائمّه اطهار علیهم السلام ارزانی فرموده، اسم اعظم است. در این زمینه به چند روایت اشاره می‌شود:

1-
امام باقر علیه السلام فرمود:«اسم اعظم خداوند، هفتاد و سه حرف است. آصف بن برخیا فقط یکی از آن حروف را می‌دانست که توانست زمین را درهم نوردد و قبل از یک چشم بر هم زدن، تخت بلیقس را از سرزمین سبا نزد سلیمان حاضر سازد؛ و ما ائمّه معصومین هفتاد و دو حرف از آن را میدانیم. یک حرف را هم خداوند به خودش اختصاص داده و تنها نزد اوست.»

2-
امام صادق علیه السلام فرمود:«به حضرت عیسی علیه السلام دو حرف از حروف اسم اعظم داده شد که به وسیله آن معجزات خود را ظاهر می‌کرد، به حضرت موسی علیه السلام چهار حرف، به حضرت ابراهیم علیه السلام هشت حرف، به حضرت نوح علیه السلام پانزده حرف و به حضرت آدم علیه السلام بیست و پنج حرف داده شد؛ اما خداوند ۷۲ حرف را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت عطا فرموده است. اسم اعظم هفتاد و سه حرف است که به رسول الله هفتاد و دو حرف آن داده شده و یک حرف از آن بر همگان پوشیده است.»

اما برای اینکه اسم اعظم خداوند را بر  زبان جاری  کنید کافی نیست بلکه باید حقیقت اسم  اعظم بر شما  متجلی گردد و به صفات احدیت اتصال داشته باشید و به حقیقت آن  پی ببرید

و اما برخی گفته اند  که اسم اعظم با  الله آغاز  و به هو ختم میگردد که در قرآن مبین ۹مورد دیده میشود که در ذیل برایتان می آورم انشاء الله که مقبول افتد

۱)) اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿255﴾س2

۲)) اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ﴿2﴾ س3

۳)) اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا ﴿87﴾ س4

۴)) فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿129﴾ س9

۵)) اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى ﴿8﴾ س20

۶)) اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿26﴾ س27

۷)) وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿70﴾ س28

۸)) اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿13﴾ س64

منبع: http://mojezeh-quran.blogfa.com/

در ضمن جهت مشاهده رموز کلمه لا اله  الا هو میتوانید به سایت یا وبلاگ کاشف  رموز قرآن  مبین آقای سیروس مجللی مراجععه فرمائید.

التماس دعا

کلمات کلیدی:اسم اعظم

پیش بینی قرآن  در مورد  جسد فرعون

پیش بینی قرآن کریم درباره بدن فرعون(رامسس دوم)در سوره یونس
« و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و سپاهیان وی بیدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتی که داشت غرق میشد گفت: ایمان آوردم به اینکه خدائی غیر از خدائیکه بنی اسرائیل (فرزندان یعقوب) به او ایمان اوردند وجود ندارد و همیشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حالیکه تا پیش از این از سپردن بنی اسرائیل سرباز زدی و همیشه نیز مفسد بودی ـــ امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند».سوره یونس90-92
 
واژه فرعون در لغت بمعنی: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروایان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمنی و تلویحی بوده به ساختمانهای بلند بالا و باشکوه آنها. تصویری که میبینیم تصویرهمان فرعونی است که در زمان موسی(ع) حکومت می کرده ونامش رامسس دوم بوده است. او از بزرگ ترین فراعنه مصر است. وى از سال ۱۲۹۲ تا ۱۲۲۵ پیش از میلاد به مدت ۶۷ سال سلطنت كرد .فرعون  موسی و همراهانش را تعقیب کرد و در دریا غرق شد.پس از غرق شدن افراد باقیمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و مومیائی می کنند، و امروزه در معرض تماشای جهانیان است. و از او بیش از هر فرعون دیگر مدرك و مجسمه در دست مى باشد . چیزی که 1400 سال پیش قرآن آن را پیش بینی کرده است.
Ramses II mummy.jpg    ramses-lrg.jpg
 

كلمه آرامبخش الله

الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب

یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام

داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این

لفظ، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

اين پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت:


پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند

و یا کلمه "الله" را می شنوند،


به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب

آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند


و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.


وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از

بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند.

من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن

قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود.


خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده،

ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که


حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع می‌شود،


از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود،


به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد.

حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان

می‌شود.


تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله» تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس

تأثیرگذار است.

اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار

خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.

هنگامی كه آسمان از هم پاشیده شود

 
فإذا انشقت السماء فكانت وردة كالدهان» كه معنای آن چنین است: «هنگامی كه آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رُز(گلگون) درآید
 
عكسی از فروپاشی ستارگان كه توسط تلسكوپ هابل گرفته شده‌است



در قرآن مجید در سوره الرحمن آیه 37 بیان گردیده است: «فإذا انشقت السماء فكانت وردة كالدهان» كه معنای آن چنین است: «هنگامی كه آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رُز(گلگون) درآید»

آفرینش جهان در شش روز در ده آیه ازقرآن کریم

آفرینش جهان در شش روز در ده آیه ازقرآن کریم

[تصویر: qtrk7k_6d00fae.gif]

[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]بر طبق قرآن, آفرینش این جهان در شش روز یا شش هنگام صورت گرفته است. این موضوع در ۱۰ آیه شرح داده شده است[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]۱- سوره: ۷ , آیه: ۵۴ [/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در حقیقت پروردگار شما آن خدایى است كه آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش [جهاندارى] استیلا یافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نیز] خورشید و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [پدید آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدایى است پروردگار جهانیان

۲- سوره: ۲۵ , آیه: ۵۹
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]همان كسى كه آسمانها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است در شش روز آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره‏اى بپرس [كه مى‏داند]

۳- سوره: ۵۷ , آیه: ۴
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]اوست آن كس كه آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏داند و هر كجا باشید او با شماست و خدا به هر چه مى‏كنید بیناست

۴- سوره: ۱۱ , آیه: ۷
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]و اوست كسى كه آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش او بر آب بود تا شما را بیازماید كه كدام‏یك نیكوكارترید و اگر بگویى شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد قطعا كسانى كه كافر شده‏اند خواهند گفت این [ادعا] جز سحرى آشكار نیست

۵- سوره: ۳۲ , آیه: ۴
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]خدا كسى است كه آسمانها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش [قدرت] استیلا یافت براى شما غیر از او سرپرست و شفاعتگرى نیست آیا باز هم پند نمى‏گیرید

۶- سوره: ۱۰ , آیه: ۳
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]پروردگار شما آن خدایى است كه آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید سپس بر عرش استیلا یافت كار [آفرینش] را تدبیر مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نیست این است‏خدا پروردگار شما پس او را بپرستید آیا پند نمى‏گیرید

۷- سوره: ۵۰ , آیه: ۳۸
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]و در حقیقت آسمانها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است در شش هنگام آفریدیم و احساس ماندگى نكردیم
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]این شش روز, در آیات زیر شرح داده شده اند[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]۸- سوره: ۴۱ , آیه: ۹ [/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]بگو آیا این شمایید كه واقعا به آن كسى كه زمین را در دو هنگام آفرید كفر مى‏ورزید و براى او همتایانى قرار مى‏دهید این است پروردگار جهانیان

۹- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۰
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]و در [زمین] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد و مواد خوراكى آن را در چهار روز اندازه‏ گیرى كرد [كه] براى خواهندگان‏ درست [و متناسب با نیازهایشان] است

۱۰- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۲
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [این] دنیا را به چراغها آذین كردیم و [آن را نیك] نگاه داشتیم این است اندازه‏ گیرى آن نیرومند دانا
[/FONT]
[font=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]بعضیها با توجه به سه آیه بالا, ادعا می کنند که جمع آفرینش در هشت روز بوده است و نه در شش روز و در نتیجه قرآن را دارای تناقض می دانند
این در حالی است که مشخصا چهار روز اشاره شده در بالا , شامل دو روز اول نیز می باشد و در نتیجه مجموع آنها باز هم شش می ماند
بنابراین به طور خلاصه می توان اشاره كرد كه آفرینش در شش مرحله یا روز صورت پذیرفته است. در دو روز اول زمین و دنیای مادی آفریده شده است و بعد مواد مورد نیاز حیات در دو روز بعدی خلق شده است. در نهایت در دو روز نهایی آفرینش آسمانها و حیات معنوی صورت پذیرفته است

آفرینش جهان در شش روز در ده آیه ازقرآن کریم

مفسران و انديشمندان علوم قرآني يکي از ابعاد اعجاز قرآن را اعجاز علمي آن دانستند.منظور از اعجاز علمي قرآن، آياتي است که به نوعي اشاره به اکتشافات علمي جديد دارد.ما معتقديم که قرآن کتاب هدايت است و آنچه خداوند در اين کتاب بيان داشته است،با هدف هدايتگري مطرح شده است،اما در لابه لاي آيات آياتي را مي بينيم که علاوه بر جنبه هدايتگري،بعد ديگري از قرآن را همان اعجاز علمي است،جلوه گر مي سازد.بنابراين قرآن کريم فيزيک،شيمي،نجوم و...نيست؛کتاب هدايت است و برداشت علمي از آيات در مواردي که علم به طور قطعي به اثبات آن پرداخته،مي تواند عمق عظمت آن را به اثبات رساند.
در اين سلسله مقالات برآنيم تا به بررسي مختصر اين آيات بپردازيم.
پيدايش جهان

درباره پيدايش جهان،نظريات مختلفي بيان شده است.بر اساس آخرين اکتشافات دانشمندان علم هيئت و در رأس آنها لاپلاس(laplace) دانشمند مشهور رياضيات و هيئت که در حدود دو قرن پيش اظهار شد،کرات آسماني در ابتداي خلقت از توده هاي گاز متراکم تشکيل شده بودند که بعد از مدتي و به مرور زمان بر اثر فشردگي و تراکم شديد،از يکديگر جدا شدند و با از دست دادن حرارت و التهاب اوليه رفته رفته سرد و به صورت کرات امروزي درآمدند(1).تحقيقات دانشمندان بعدي نيز هرچند اين نظريه را تکميل و بعضي نکات آن را تصحيح کرد،اما در همه آنها اصل پيدايش اين کرات از يک نوده گاز سوزان پذيرفته شده و مورد قبول محافل علمي جهان است(2).
در حالي که بيش از دو قرن از عمر اين ديدگاه نمي گذرد،قرآن کريم با اعجازي شگرف و به طور روشن اين حقيقت را بيان کرده است.در آيه 11 سوره فصّلت مي خواينم:ثُم استوي إلي السماءِ و هي دُخانٌ...؛پس به آسمان توجه نمود؛در حالي که (به صورت)دودي بود....در آيه 30 سوره انبياء آمده است:أَولم ير الذين کفرُوا أن السماوات و الأرض کانتا رتقاً ففتقناهُما...؛آيا کافران نمي نگرند که آسمانها و زمين به يکديگر متصل بودند؛پس آنها را جدا کرديم....
چنان که به روشني از آيات بالا به دست مي آيد،هماهنگي اعجاب انگيزي ميان ديدگاه قرآن با علم روز در زمينه آغاز آفرينش جهان وجود دارد که اعجاز و عظمت قرآن را بيش از پيش جلوه گر مي سازد و از همين روست که دکتر بوکاي مي گويد:«کوچک تريم مخالفتي ميان معلومات قرآني و علم جديد راجع به شکل گيري جهان وجود ندارد
آفرینش جهان در شش روز در ده آیه ازقرآن کریم
مدت به معنای زمان است و از مقدار حرکت مادی گرفته می­شود و به اصطلاح بعد چهارم ماده است، در حالی که خداند عوالم غیر مادی که بسیار فراخ­تر و وسیع­تر از این عالم کیهانی می­باشد را خلق نموده است که با زمان ارزیابی نمی­شود و به همین دلیل اطلاق مدت زمانی تقریبا معنایی نادرست است. آری قرآن کریم میفرماید که خداوند عالم هستی را در شش روز آفرید[i] که مقصود از آن شش مرحله است[ii]، باید توجه داشت تشبیه خلقت خداوند با فعالیت بشری امری گمراه کننده است، برای حضرت حق خلقت یک الکترون و خلقت همه آسمانها و زمین یکسان است و این­گونه نیست که یکی آسان و دیگری سخت باشد و اگر عالم هستی را در چند مرحله آفریده است، اقتضای این عالم بوده است و الا خداوند هنگامی که فرمان وجود چیزی را صادر کند، تنها می­گوید: «موجود باش» و آن، فوری موجود می­شود.[iii] به این معنی که اراده خداوند به ایجاد هر چیزی به معنی وجود و خلقت آن چیز است و میان این اراده و پیدایش آن موجود حتی یک لحظه نیز فاصله نخواهد بود و در واقع زمانی در این وسط نمی­تواند قرار بگیرد.[iv] البته اشتباه نشود منظور این نیست که هرچه خدا اراده کند در همان لحظه موجود می­شود، بلکه منظور این است هر­طور اراده کند همانطور موجود می­شود. اگر اراده کند در چند مرحله انجام شود بی کم و کاست همانطور موجود خواهد شد و اگر اراده کند در یک لحظه موجود شود در یک لحظه موجود خواهد شد.[
 

دلایل اعجاز قرآن کریم

نیروی کشش جازبه:

 اللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لأَجَلٍ مُّسَمًّى یُدَبِّرُ الأَمْرَ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لَعَلَّکُم بِلِقَاء رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ ﴿2﴾

خدا  کسى است که آسمانها را بدون ستونهایى که آنها را ببینید برافراشت آنگاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام گردانید هر کدام براى مدتى معین به سیر خود ادامه مى‏دهند [خداوند] در کار [آفرینش] تدبیر مى‏کند و آیات [خود] را به روشنى بیان مى‏نماید امید که شما به لقاى پروردگارتان یقین حاصل کنید (2)

 سوره مبارکه رعد آیه 2

 خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِکُمْ وَبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ ﴿10﴾

 آسمانها را بى‏هیچ ستونى که آن را ببینید خلق کرد و در زمین کوههاى استوار بیفکند تا [مبادا زمین] شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده‏اى پراکنده گردانید و از آسمان آبى فرو فرستادیم و از هر نوع [گیاه] نیکو در آن رویانیدیم (10)

سوره مبارکه لقمان آیه 10

 ابوریحان بیرونی ( 440 ق) وبعد ها به روایت مشهور نیوتن در قرن 17 میلادی این نیرو ا کشف کردند از این رو اشاره قرآن به ستون ها نامرئی بین کرات آسمان نوعی راز گویی علمی قرآن است

 حرکتهای خورشید :

 وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ﴿38﴾

و خورشید به [سوى] قرارگاه ویژه خود روان است تقدیر آن عزیز دانا این است (38)

حتما می دانید کوپرنیک ( 1544م ) کپلر (1650 م ) و گالیله عقیده داشتند خورشید ثابت است اما در سالهای بعد کشف شد که خورشید دارای حرکت های واقعی متعدد است

در آیه بالا لام لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا به معنی الی ( = به سوی ) به حرکت انتقالی مستقیم خورشید درون کهکشان راه شیری یعنی حرکت طولی خورشید به سمتی معین یا ستاره ای دور دست اشاره دارد البته به این حرکت خورشید در کتاب مقدس اشاره شده و ما بیان این حرکت را اعجاز قرآن نمی نامیم اما قرآن به حرکات دیگری هم اشاره دارد که آنها را اعجز می نامیم و در زیر به آن می پردازیم :

الف -لام لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا به معنای فی (= در) به حرکت وضعی خورشید که به دور خود می گردد اشاره دارد

ب - در خورشید هسته اتم هیدروژن به هلیم تبدیل می شود که ذوب هسته ای با جوشش هسته ای نام دارد. سطح خورشید در هر دوساعت و چهل دقیقه با سرعت 6 کیلومتر بر ساعت به داخل وخارج می رود و قطر آن 10 کیلو متر تغییر می کند این تپش خورشید است که در اثر میدان های مغناطیسی اطراف لکه ها به وجود می آید و با سرعت 1600000 کیلومتر در ساعت از خورشید فوران می کند و به سرعت خاموش می شود ( بنگرید به فیزیک نوین ص20 )

تجری به معنای جریان داشتن است و از تفاوت آن با تحرک  چنین درمی یابیم که خورشید نه تنها حرکت می کند بلکه جریان دارد ؛ یعنی زیر و رومی شود و این نکته لطیفی است که قرآن به آن اشاره کرده و در عصر جدید کشف شده؛ نکته ای که می توان آن را اعجاز قرآن دانست .

  مراحل آفرینش انسان

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ ﴿12﴾ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ ﴿13﴾ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ﴿14﴾

و به یقین انسان را از عصاره‏اى از گل آفریدیم (12) سپس او را [به صورت] نطفه‏اى در جایگاهى استوار قرار دادیم (13) آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایى ساختیم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانیدیم آنگاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است (14)

سوره مبارکه مومنون آیه 12 تا 14

قرآن کریم در آیات متعددی از آفرینش انسان و مراحل آن یاد کرده از مجموعه این آیات می توان دریافت که مراحل زندگی انسان 15 مرحله است :

1-     خاک ( یعنی تراب وطین )

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخًا وَمِنکُم مَّن یُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿67﴾

او همان کسى است که شما را از خاکى آفرید سپس از نطفه‏اى آنگاه از علقه‏اى و بعد شما را [به صورت] کودکى برمى‏آورد تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید و از میان شما کسى است که مرگ پیش‏رس مى‏یابد و تا [بالاخره] به مدتى که مقرر است برسید و امید که در اندیشه فرو روید (67)

 سوره مبارکه غافر آیه 67

یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَیِّنَ لَکُمْ وَنُقِرُّ فِی الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَمِنکُم مَّن یُتَوَفَّى وَمِنکُم مَّن یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلَا یَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ ﴿5﴾

اى مردم اگر در باره برانگیخته شدن در شکید پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریده‏ایم سپس از نطفه سپس از علقه آنگاه از مضغه داراى خلقت کامل و [احیانا] خلقت ناقص تا [قدرت خود را] بر شما روشن گردانیم و آنچه را اراده مى‏کنیم تا مدتى معین در رحمها قرار مى‏دهیم آنگاه شما را [به صورت] کودک برون مى‏آوریم سپس [حیات شما را ادامه مى‏دهیم] تا به حد رشدتان برسید و برخى از شما [زودرس] مى‏میرد و برخى از شما به غایت پیرى مى‏رسد به گونه‏اى که پس از دانستن [بسى چیزها] چیزى نمى‏داند و زمین را خشکیده مى‏بینى و[لى] چون آب بر آن فرود آوریم به جنبش درمى‏آید و نمو مى‏کند و از هر نوع [رستنیهاى] نیکو مى‏رویاند (5)

سوره مبارکه حج آیه 5

در مورد آفرینش انسان از خاک 2 احتمال وجود دارد یکی اینکه منظور آفرینش انسان اولی (= آدم ) از خاک و دیگری تشکل انسان از خاک یعنی عناصر خاک در بدن انسان وجود دارد ( بنگرید به تفسیر نمونه جلد 20 صفحه 165 و جلد 14 صفحه 23 )

2-     مرحله آب ( یعنی ماء ماء دافق و ماء مهین )

فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ﴿5﴾ خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ ﴿6﴾

پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است (5) از آب جهنده‏اى خلق شده (6)

سوره مبارکه طارق آیه 6

الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِینٍ ﴿7﴾ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِینٍ ﴿8﴾ ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ ﴿9﴾

همان کسى که هر چیزى را که آفریده است نیکو آفریده و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد (7) سپس [تداوم] نسل او را از چکیده آبى پست مقرر فرمود (8) آنگاه او را درست‏اندام کرد و از روح خویش در او دمید و براى شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد چه اندک سپاس مى‏گزارید (9)

سوره مبارکه سجده آیات 7 تا 9

3 – مرحله منی :

أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ﴿37﴾ ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ﴿38﴾ فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى ﴿39﴾

آیا او نطفه‏اى از منى که در رحم ریخته مى‏شود نبود (37) سپس بصورت خون‏بسته در آمد و خداوند او را آفرید و موزون ساخت (38) از او دو زوج مرد و زن آفرید (39)

سوره مبارکه قیامت آیه 37 تا 39

4- مرحله نطفه مخلوط :

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا ﴿2﴾

ما انسان را از نطفه مختلطى آفریدیم و او را مى‏آزماییم بدین جهت او را شنوا و بینا قرار دادیم (2)

سوره مبارکه  انسان آیه 2

5- مرحله علقه : در سوره مبارکه مومنون آیه 12 تا 14  و سوره مبارکه غافر آیه 67 که در بالا آمده

6- مرحله مضغه : که در در سوره مبارکه مومنون آیه 12 تا 14  و سوره مبارکه حج آیه 5 که در بالا آمده

7- مرحله تنظیم وتصویر وشکل گیری :‌در سوره مبارکه سجده آیه 7 تا 9  و سوره مبارکه مومنون آیه 14 که در بالا آمده

8- مرحله شکل گیری استخوان ها : در سوره مبارکه مومنون آیه 12 تا 14  که در بالا آمده

9- مرحله پوشاندن گوشت بر استخوان ها : در سوره مبارکه مومنون آیه 12 تا 14  که در بالا آمده

10- مرحله آفرینش جنس جنین : در سوره مبارکه سوره مبارکه قیامت آیه 37 تا 39 که در بالا آمده

11- مرحله آفرینش روح یا دمیدن جان در انسان و پیدایش گوش و چشم : در سوره مبارکه سجده آیه 7 تا 9  و سوره مبارکه مومنون آیه 14 که در بالا آمده

12- مرحله تولد طفل :  در سوره مبارکه غافر آیه 67 که در بالا آمده

13- مرحله بلوغ : سوره مبارکه مومنون آیه 12 تا 14 و سوره مبارکه حج آیه 5 و سوره مبارکه غافر آیه 67 که در بالا آمده

14- مرحله کهنسالی : در سوره مبارکه حج آیه 5 و سوره مبارکه غافر آیه 67 که در بالا آمده

15 – مرحله مرگ :در سوره مبارکه غافر آیه 67 که در بالا آمده و سوره های دیگر

می دانیم که مرحله ای اساسی در تاریخ جنین شناسی تصدیق هاروی در سال 1651میلادی بود قرآن در باب تولید مثل انسان واقعیت های مهمی را که انسان ها قرنها برای کشف آن کوشش کردند با اصطلاحات ساده بیان کرده

4 – لقاح ابرها توسط باد

وَأَرْسَلْنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِینَ ﴿22﴾

و بادها را باردارکننده فرستادیم و از آسمان آبى نازل کردیم پس شما را بدان سیراب نمودیم و شما خزانه‏دار آن نیستید (22)

سوره مبارکه حجر آیه 22

این آیه به لقاح ابرها و بارور شدن آنها اشاره دارد که منظور همان تاثیر باد در اتحاد الکتریسیته مثبت و منفی در دو قطعه ابر و لقاح آنهاست  و این مساله هموازه کشف شده

نمونه هایی دیگر به اختصار عبارت است از:

- درباره آغاز جهان و چگونگی پیدایش آن

ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ ﴿11﴾

سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمین فرمود خواه یا ناخواه بیایید آن دو گفتند فرمان‏پذیر آمدیم (11)

سوره مبارکه فصلت آیه 11

درباره حرکت زمین

وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿88﴾

و کوهها را مى‏بینى [و] مى‏پندارى که آنها بى‏حرکتند و حال آنکه آنها ابرآسا در حرکتند [این] صنع خدایى است که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده است در حقیقت او به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است (88)

سوره مبارکه نمل آیه 88

در باره پیدایش حیات از آب

أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ ﴿30﴾

آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده‏اى را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمى‏آورند (30)

سوره مبارکه انبیا آیه 30

ممنوعیت شرابخواری و اعلام زیان های آن

یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَیَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِکَ یُبیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ﴿219﴾

در باره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دوگناهى بزرک و سودهایى براى مردم است و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى‏پرسند چه چیزى انفاق کنند بگو مازاد [بر نیازمندى خود] را این گونه خداوند آیات [خود را] براى شما روشن مى‏گرداند باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید (219)

سوره مبارکه بقره آیه  219

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿90﴾

إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ﴿91﴾

اى کسانى که ایمان آورده‏اید شراب و قمار و بت ها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد که رستگار شوید (90) همانا شیطان مى‏خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمى‏دارید (91)

سوره مبارکه مائده آیات 90 و 91

تبديل واحد هاي مورد نياز

تبديل واحد هاي مورد نياز

يک اينچ=0.08333 فوت = 0.02540 متر = 2.540 سانتي متر
يک فوت= 12 اينچ = 0.3048 متر = 0.3333يارد
يک مايل = 5280 فوت = 1609 متر = 1.609 کيلومتر

سطح

يک اينچ مربع = 6.452 سانتي متر مربع = 64516 ميلي متر مربع
يک فوت مربع = 0.0929 متر مربع = 929 سانتي متر مربع
يک اکر = 43560 فوت مربع = 4047 متر مربع = 0.04047 هکتار = 0.004047 کيلومتر مربع
يک مايل مربع =ئ 640 اکر = 2.590 کيلومتر مربع

حجم

يک اينچ مکعب = 16.387 سانتي مترمکعب = 2-^10*1.639 ليتر = -3^10*4.326 گالن آمريکايي
يک فوت مکعب = -2^10*2.832 متر مکعب = 7.477 گالن امريکايي = 28.320 ليتر = -5^10*2.295 اکر - فوت
يک مايل مکعب = 4.167 کيلومتر مکعب = 9^10*4.167 متر مکعب = 6^10*3.378 اکر - فوت

جرم

يک پوند = 453.59 گرم = -1^10*4.536 کيلوگرم

فشار

يک پوند بر اينچ مربع = 3^10*6.895 نيوتن بر متر مربع = 0.0703 کيلوگرم بر سانتي متر مربع = 0.0680 اتمسفر
يک اتمسفر = 1.013 بار = 5^10*1.013 نيوتن بر متر مربع = 1.033 کيلوگرم بر سانتي متر مربع = 16.70PSI

سرعت و هدايت هيدروليکي

يک فوت بر ثانيه = 0.3048 متر بر ثانيه = 3^10*26.3347 متر در روز= 3^10*43.1902 اينچ بر ساعت = 3^10*645.7627 گالن آمريکايي در روز بر فوت مربع
يک گالن آمريکايي در روز بر فوت مربع= 2-^10*4.078 متر در روز = 7-^10*4.720 متر بر ثانيه

قابليت انتقال

يک فوت بر ثانيه = 2-^10*9.290 متر مربع بر ثانيه = 1-^10*802.625متر مربع در روز = 86400 فوت مربع در روز = 6461.3808 گالن در روز در فوت
يک گالن آمريکايي در روز فوت = 2-^10*1.242 متر مربع در روز = 7-^10*1.438 متر مربع در ثانيه

دبي

يک فوت مکعب بر ثانيه = 0.02832 متر مکعب بر ثانيه = 28.32 ليتر بر ثانيه = 2446.848 متر مکعب در روز = 448.874 گالن در دقيقه = 5^10*6.464 گالن در روز
 

معراج پيامبر اكرم

مقدمه:

قرآن کریم معجزات بسیاری برای پیامبران نسبت می دهد٬ برای نمونه حضرت موسی دارای نه معجزه و حضرت عیسی نیز دارای معجزات فراوانی بوده است که قرآن از برخی از آنها یاد می کند.و اما نوع معجزه با چه معیاری تعیین می گردد؟ از نظر قران معجزات انبیا بر دو قسم است:

۱ـ معجزات ابتدایی ۲ـ معجزات اقتراحی و هر نوع ویژگیها و شرایطی دارد که ذکر خواهد شد.

۱. معجزات ابتدایی

معجزات ابتدایی با خواست و اراده ی الهی تعیین می شود و پیشنهاد مردم یا پیامبر در تعیین نوع ان تأثیر ندارد. همانند عصای موسی٬ زنده ساختن مردگان توسط حضرت عیسی و عرضه قرآن کریم از سوی رسول خدا(ص). بیشتر معجزات ارائه شده از سوی پیامبران از این قبیل بوده است. این گونه معجزات با وضعیت فرهنگی و اجتماعی پیامبر صاحب معجزه ارتباط و تناسب دارد. چنان که در زمان حضرت موسی(ع) سحر و جادوگری رواج فراوان داشت٬ لذا معجزه ی این پیامبر عصایی بود که اژدایی بزرگ تبدیل می شد. در زمان حضرت عیسی(ع) امور طبی و درمانی در یونان و روم پیشرفت قابل توجهی کرده بود٬ اما معجزه حضرت عیسی(ع) ـ یعنی زنده کردن مردگان و شفای بیماران لاعلاج ـ ماهیتی به مراتب برتر از کارهای درمانی متداول داشت. در زمان رسول خدا(ص) نیز زبان عرب در نهایت فصاحت و بلاغت خود بود. در اینجا قرآن کریم به عنوان معجزه پیامبر اسلام (ص) نازل گردید و سخنوران و خطیبان عرب را در آوردن کتابی مانند آن به مسابقه طلبید و عجز همگان را در این مسیر به اثبات رساند.

۲. معجزات اقتراحی

معجزات اقتراحی یا معجزات پیشنهادی٬ با پیشنهاد مردم و در پی دعا و درخواست پیامبر و موافقت الهی٬ برای آنان عرضه می شود. نزول مائده (طعام) آسمانی در زمان حضرت عیسی۴ و شتر حضرت سالح در زمان این پیامبر۵ ٬ از این گونه معجزات است که هر دو در پی درخواست مردم و پزیرش الهی عرضه گردیدند. در زمان رسول خدا(ص) نیز مشرکان عرب مسائلی چند را به عنوان معجزاتی اقتراحی از پیامبر (ص) طلب کردند که مورد قبول خداوند قرار نگرفت.۶ چنان که پیش از آن هم٬ عده ای در زمان موسی(ع)٬ ایمان اوردن خود را مشروط به رؤیت خداوند کردند که البته با نزول صاعقه آسمانی مواجه شدند.

 

می توان گفت سنت الهی٬ بر ارائه معجزات ابتدایی ازسوی پیامبران است و درخواست معجزات اقتراحی بیشتر با پاسخ منفی از سوی خدا و رسول موجه بوده است. این امر چند دلیل دارد:

اول ـ از نظر قرآن مردم مجازند برای پی بردن به حقانیت یک پیامبر از او معجزه ای طلب کنند٬ اما در تعیین نوع معجزه و محدود کردن پیامبر به آموردن حقی برای مردم وجود ندارد به وپژه که آحاد مردم در تعیین نوع معجزه با هم وحدت نظر ندارند و هر کدام پیشنهادی ارائه خواهند نمود.

دوم ـ بسیاری از منکران پیامبران که معجزاتی را از آنان طلب می کردند٬ حقیقت جو نبودند بلکه بیشتر در مقام بهانه جویی٬ مانع تراشی و حتی پیشنهاد نوعی معامله٬ درخواستهایی تسلیم پیامبران می کردند٬ چنان که مشرکان قریش به رسول خدا گفتند:« ما به تو ایمان نخواهیم آورد٬ مگر آنکه چشمه سارهایی از دل زمین برای ما بشکافی٬ یا بوستانی از خرما و انگور برایت پدید آید و تو نهرها را در خلال بیشه هایش خروشان سازی٬ یا سنگهای اسمانی را ـ آن سان که می گویی بر سرکافران فرو افتاده است ـ بر سر ما فرواندازی یا خداوند و فرشتگان را بیاوری که گفتار تو را تأیید نمایند٬ یا خانه ای پر نقش و نگار ( از طلا) برایت پدید آید یا به آسمان بالا روی و حتی آسمان رفتنت را باور نمی کنیم٬ مگر آنکه نامه ای بر ما نازل کنی که آن را بخوانیم. بگو منزه است پروردگار من (از این سخنان بی ارزش) مگر من جز بشری هستم فرستاده خدا؟»

سوم ـ تکذیب معجزات پیشنهادی٬ بدون شک نزول عذاب آسمانی را به دنبال داشته است و این خود دلیل دیگری برای مخالفت الهی با این گونه پیشنهادات از سوی مردم بوده است. زیرا تکذیب معجزه  ای که نوع آن را مردم تعیین نمایند٬ به مراتب گرانتر از تکذیب معجزه ای است که از سوی خدا تعییت شده است. از یان رو خدای تعالی به حضرت عیسی فرمود:« من طعام آسمانی (که مورد درخواست یاران عیسی بود) برای شما نازل می کنم٬ اما هرکس بعد از آن کافر شود٬ او را عذابی خواهم کرد که احدی از جهانیان را چنین عذابی نکرده باشم.»

 معراج پيامبر:

معناى معراج

معراج یعنى نردبان، پلکان، آنچه به‌وسیله آن بالا روند.یا به عبارتى بهتر، معراج یعنى سر به فلک کشیدن و از خاک سوى افلاک شدن است.

تاریخ معراج و مدت زمان آن

برخى اسراء و معراج را ده سال بعد از بعثت و بعضى دوازده سال بعد از بعثت دانسته‌اند. رسول الله (ص) از خداوند مسألت کرد که بهشت و دوزخ را به او ارائه فرماید، چون شب شنبه هفدهم رمضان، هیجده ماه قبل از هجرت فرا رسید، در حالى که حضرت رسول اکرم (ص) در خانه خود خفته بودند،‌جبرئیل و میکائیل پیش او آمدند و گفتند براى دیدار آنچه از خداوند مسألت کرده بودى حرکت کن.آنگاه حضرت محمد (ص) سوار براق شدند و به سوى بیت‌المقدس حرکت کردند و در چند نقطه نماز گزاردند، در مدینه، مسجد کوفه، طور سینا و بیت اللحم، سپس وارد مسجدالاقصى شدند و از آنجا به آسمان‌ها رفتند. در اینجا قسمت اول سفر پیامبر‌ (ص) یعنى مسافرت زمینى خاتمه یافت و قسمت دوم یا مسافرت آسمانى از مسجد الاقصى واقع در بیت‌المقدس شروع شد.

مدت زمان این واقعه بیش از یک شب نبود و رسول الله (ص) صبح همان شب به خانه امّ هانى دختر ابی‌طالب برگشتند. مورخین معتقدند حضرت رسول اکرم (ص) آن شب در خانه ام هانى بودند. پس به این نتیجه می‌رسیم که آن حضرت نماز عشاء و نماز صبح را در مکه خواندند.

 کیفیت و چگونگى معراج حضرت رسول اکرم (ص):

  »سبحان الذى اسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذى بارکناحوله لنریه من ایاتنا انه هوالسمیع البصیر«آيه ۱ سوره  ۱۷

پاک ومنزه است خدایى که بنده‌اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى که گرداگردش را پربرکت ساختیم، برد، تا آیات خود را به او نشان دهیم، او شنوا و بیناست.

پیش از اینکه به مسافرت آسمانى حضرت رسول اکرم (ص) و مشاهدات ایشان که از مسجدالاقصى شروع شد، بپردازیم، به ذکر مشخصات این سفر شبانه اعجاز‌آمیز بااستناد به آیه اول از سوره اسراء می‌پردازیم، آنگاه مشاهدات پیامبر (ص) در لیله المعراج و در کهکشانها را عنوان می‌کنیم.

مشخصات این سفر اعجاز‌امیز

1- کلمه «اسرا» نشان می‌دهد که این سفر شب هنگام واقع شد، زیرا «اسراء» در لغت عرب به معنى سفر شبانه است، در حالى که کلمه «سیر» به مسافرت در روز گفته می‌شود.

 2- کلمه لیلاً مفعول فیه است و بودنش در کلام، این معنا را افاده می‌کند که این سیر همه‌اش در شب انجام گرفت؛ هم رفتنش و هم برگشتنش.این سفر به طور کامل در یک شب واقع شد.

 3- کلمه «عبد» نشان می‌دهد که این افتخار و اکرام به خاطر مقام عبودیت و بندگى حضرت محمد (ص) بود، چرا که بالاترین مقام براى انسان است که بنده راستین خدا باشد.

  4- همچنین تعبیر به «عبد» نشان می‌دهد که این سفر در بیدارى واقع شده و این سیر جسمانى بوده است نه روحانی، زیرا سیر روحانى معنى معقولى جز مسأله خواب یا حالتى شبیه به خواب ندارد، ولى کلمه عبد نشان می‌دهد که جسم و جان پیامبر (ص) در این سفر شرکت داشته، منتها کسانى که نتوانستند این اعجاز را درست درک کنند، احتمال روحانى بودن را به عنوان توجیهى براى آیه ذکر کرده‌اند،‌در حالى که می‌دانیم اگر کسى به دیگرى بگوید من فلان شخص را به فلان نقطه بردم مفهومش این نیست که در عالم خواب یا خیال بوده یا تفکر اندیشه او به چنین سیرى پرداخته است.

5- مراد از «مسجد الاقصی» به قرینه جمله «الذى بارکنا حوله» بیت‌المقدس است و کلمه «اقصی» از ماده «قصو» و این ماده به معناى دورى است، واگر مسجد بیت‌المقدس را مسجد الاقصى نامیده، بدین جهت است که این مسجد نسبت به محل زندگى رسول خدا (ص) و مخاطبینى که با او هستند از مسجد الحرام خیلى دور است، زیرا محل زندگى ایشان شهر مکه است که مسجد الحرام در همان‌جا است.

6- هدف از این سیر، مشاهده آیات عظمت الهى بوده، همانگونه که دنباله این سیر در آسمان‌ها نیز به همین منظور انجام گرفته است تا روح پر عظمت پیامبر (ص) در پرتو مشاهده آیات و بینات، عظمت بیشترى یابد، و آمادگى فزونترى براى هدایت انسان‌ها پیدا  کند، نه آنگونه که کوته فکران می‌پندارند که رسول‌الله (ص) به معراج رفت تا خدا را ببیند! به گمان اینکه خدا محلى در آسمان‌ها دارد!!

به هر حال رسول الله (ص) گرچه عظمت خدا را شناخته بود، و از عظمت آفرینش او نیز آگاه بود، «ولى شنیدن کى بود مانند دیدن»، در آیات سوره نجم که به دنباله این سفر، یعنى معراج در آسمانها اشاره می‌کند نیز می‌خوانیم «لقد راى من آیات ربه الکبری» او در این سفر آیات بزرگ پروردگارش را مشاهده کرد.

7- جمله «بارکنا حوله» بیانگر این مطلب است که مسجدالاقصى علاوه بر اینکه خود سرزمینى مقدس است، اطراف آن نیز سرزمین مبارک و پربرکتى است و این ممکن است اشاره به برکات ظاهرى آن بوده باشد، چرا که می‌دانیم در منطقه‌اى سرسبز و خرم و مملو از درختان مقدس در طول تاریخ کانون پیامبران بزرگ خدا، و خاستگاه نور توحید وخداپرستى بوده است.

  8- جمله «انه هوالسمیع البصیر» همان گونه که گفتیم اشاره به این است که بخشش این موهبت به پیامبر (ص) بی‌حساب نبوده، بلکه به خاطر شایستگی‌هایى بوده که بر اثر گفتار و گردارش پیدا شد وخداوند از آن به خوبى آگاه است.

 9- ضمناً کلمه «سبحان» دلیلى است بر اینکه این برنامه پیامبر (ص(خود نشانه‌اى برپاک و منزه بودن خداوند از هر عیب و نقص است.

 10- کلمه «من» در «من آیاتنا» نشان می‌دهد که آیات عظمت خداوند، آنقدر زیاد است که رسول الله (ص) در این سفر پرعظمت تنها گوشه‌اى از آن رامشاهده کرده است.

نگاهى کوتاه به مشاهدات پیامبر اسلام (ص) در آسمانها

از جمله ضروریات دین مقدس اسلام، معراج جسمانى حضرت ختمى مرتبت است که مطابق نص صریح قرآن مجید می‌باشد و در نخستین آیه از سوره اسراء و در سوره نجم به این مهم اشاره شده است و مورد اتفاق همه فرقه‌هاى اسلامى است.

طبق برخى از روایات معتبر، پیامبر(ص) در اثناء راه به اتفاق جبرئیل در سرزمین مدینه نزول کرد و در آنجا نماز گذارد و نیز در مسجدالاقصى با حضور ارواح انبیاى بزرگ مانند ابراهیم و موسى وعیسى نماز گذارد وامام جماعت پیامبر (ص) بود، سپس از آنجا سفر آسمانى رسول الله (ص) شروع شد و آسمان‌هاى هفتگانه را یکى پس از دیگرى پیمود، در هر آسمان با صحنه‌هاى تازه‌اى روبرو شد، با پیامبران و فرشتگان و در برخى از آسمان‌ها با دوزخ یا دوزخیان و در بعضى با بهشت و بهشتیان برخورد کرد، و پیامبر از هر یک از آنها خاطره‌هاى پرارزش و بسیار آموزنده در روح پاک خود ذخیره فرمود و عجائبى مشاهده کرد که هر کدام رمزى و سرى از اسرار عالم هستى بود. و پس از بازگشت اینها را با صراحت، ولى با زبان کنایه و مثال، براى آگاهى امت در فرصت‌هاى مناسب شرح می‌داد، و براى تعلیم و تربیت از آن استفاده فراوان می‌نمود. این امر نشان می‌دهد که یکى از اهداف مهم این سفر آسمانى استفاده از نتایج عرفانى و تربیتى این مشاهدات گران‌بها بود، و تعبیر پرمعنى قرآن «لقد راى من آیات ربه الکبری» در آیات مورد بحث، می‌تواند اشاره اجمالى و سربسته‌اى به همه امور باشد. 

ذکر این نکته مهم است که بهشت و دوزخى را که پیامبر (ص) در سفر معراج مشاهده کرد، و کسانى را که در آن متنغم یا معذب دید، بهشت و دوزخ قیامت نبود، بلکه بهشت و دوزخ برزخى بود، زیرا طبق آیات قرآن، بهشت و دوزخ رستاخیز بعد از قیام قیامت و فراغت از حساب، نصیب نیکوکاران و بدکاران می‌شود.

 سرانجام به هفتمین آسمان رسید، و در آنجا حجاب‌هایى از نور مشاهده کرد، همانجا که «سدره المنتهی» وجنه المأوی» قرار داشت و پیامبر (ص) در آن جهان سراسر نور و روشنایى به اوج شهود باطنى و قرب الى الله و مقام «قاب قوسین اوادنی» رسید، وخداوند در این سفر او را مخاطب ساخته، و دستورات بسیار مهم و سخنان فراوانى به او فرمود و برخى احادیث قدسى در این سفر بر آن حضرت وارد شده است. همچنین نمازهاى پنجگانه بر پیامبر (ص) واجب شد و جبرئیل آمد و همراه پیامبر نمازهاى پنجگانه را انجام داد

 از امور دیگرى که پیغمبر اکرم (ص) در بهشت مشاهده کرد، نور دخترش حبیبه خدا فاطمه زهرا (س) بود. نور زهرا در هر عالمى به نوعى ظهور داشته است. در لیله المعراج در بهشت براى رسول الله (ص) در ساق عرش طلوع کرد وجود مقدس پیامبر (ص) هنگام مراجعت از معراج در بیت‌المقدس فرود آمدند و راه مکه و وطن را پیش گرفتند، و در بین راه به کاروان تجارتى قریش برخوردند، در حالى که آنان شترى را گم کرده بودند و به دنبال آن می‌گشتند. رسول الله (ص) از مرکب فضاپیماى خود در خانه «ام هانی» پیش از طلوع فجر پائین آمدند و براى اولین بار راز خود را به او گفتند. ام هانى از ایشان خواست این ماجرا را براى کسى تعریف نکنند، زیرا ممکن است آزارى به پیامبر (ص) برسانند و ایشان را تکذیب نمایند. اما حضرت رسول اکرم (ص(که تمام اعمال وافعالشان در جهت رضاى خدا و عمل به دستور حق‌تعالى بود، فرموده باشند به خدا سوگند براى آنها خواهم گفت و چون این خبر را به آنان دادند، تعجب کردند وگفتند هرگز چنین چیزى نشنیده‌ایم

 قریش به عادت دیرینه خود به تکذیب ایشان برخاستند و گفتند اکنون در مکه کسانى هستند که بیت‌المقدس را دیده‌اند، اگر راست می‌گوئی، کیفیت ساختمان آنجا را تشریح کن. ابوجهل گفت: بپرسید بیت‌المقدس چند استوانه داشت و چند قندیل دارد؟ پس جبرئیل صورت بیت‌المقدس را در برابر آن حضرت بازداشت که آنچه پرسیدند جواب فرمود.رسول خدا (ص) حوادثى را که در میان مکه و بیت‌المقدس رخ داده بود بازگو نمود و گفت در میان راه به کاروان فلان قبیله برخوردم و شترى از آنها گم شده بود. قریش گفتند: از کاروان قریش خبر ده، گفت آنها را در تنعیم (ابتداى حرم است) دیدم و شتر خاکسترى رنگى در پیشاپیش آنها حرکت می‌کرد، وکجاوه‌اى روى آن گذارده بودند و اکنون وارد شهر مکه می‌شوند، قریش از این خبرهاى قطعى سخت عصبانى شدند، گفتند اکنون صدق و کذب گفتار او براى ما معلوم می‌شود، ولى چیزى نگذشت طلیعه کاروان ابوسفیان پدیدار شد و مسافرین جزئیات گزارش‌هاى آن حضرت را نقل نمودند.

 چون از کاروان علاماتى که حضرت فرموده مشاهده کردند، گفتند والله که ما مانند این ندیدیم و نشنیدیم «ان هذا الاسحر مبین» این سحر روشن است «به جهت فرط جهالت و غوایت قریش بود که حقتعالى اول فرمود که من محمد را به مسجد اقصى بردم و نگفت که به آسمان بردم، چه اگر در اول بار چنین گفتى تعجب ایشان بیشتر بودى و در تکذیب بیشتر مبالغه کردندى پس او گفت در این سوره که او را به مسجد اقصى بردم وچون به امارت و علامات مذکور تجویز آن کردند، حدیث معراج و بردن او را به آسمان و به عرش نزدیک گردانیدن او را در سوره النجم بیان فرموده فى قوله «فکان قاب قوسین أوأدنی»

 

افسانه قالیچه‌های پرنده ایرانی!  

 

افسانه قالیچه‌های پرنده ایرانی!

کاشف فرانسوی در سرداب‌های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیکی دریای خزر، طومارهایی یافته است که شواهد جدیدی در مورد قالیچه‌های پرنده به دست می‌دهند. این طومارها که به طرز خارق‌العاده‌ای...
 
 حتما شما نیر تاکنون از قالیچه‌های پرنده در داستانها و افسانه‌ها شنیده اید اما شاید باور نمی‌کنید افسانه قالیچه‌های پرنده در داستان‌های هزار و یک شب واقعیت داشته باشد!
می توانید تصور کنید روی یک قالیچه پرنده در حال عبور از مرزهای فیزیکی حقیقی هستید!
هنری بک،
کاشف فرانسوی در سرداب‌های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیکی دریای خزر، طومارهایی یافته است که شواهد جدیدی در مورد قالیچه‌های پرنده به دست می‌دهند. این طومارها که به طرز خارق‌العاده‌ای سالم مانده‌اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یک محقق یهودی به نام اسحاق‌ بن شریره نوشته شده‌اند. قالیچه‌های پرنده‌ای که می‌توانستند چند متر بر فراز زمین شناور باشند، نخستین بار توسط کیمیاگران و صنعت‌گران دربار ملکه صبا ساخته شد و ملکه صبا آن را به نشانه عشق خود برای حضرت سلیمان فرستاد.
 
قرن‌ها پس از آن که قالیچه‌های پرنده تنها یک افسانه هزار و یک شبی تصور می‌شد، هنری بک، کاشف فرانسوی، شواهد مستند از وجود قالیچه‌های پرنده در ایران یافته است.
هنری بک در سرداب‌های زیرزمینی قلعة الموت، در نزدیکی دریای خزر، طومارهایی یافته است که شواهد جدیدی در مورد قالیچه‌های پرنده به دست می‌دهند. این طومارها که به طرز خارق‌العاده‌ای سالم مانده‌اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یک محقق یهودی به نام اسحاق‌ بن شریره نوشته شده‌اند.
پس از آن که پروفسور جی. دی. سپتیموس، زبان شناس مشهور این متون را از زبان فارسی به انگلیسی ترجمه کرد، این دست‌نوشته‌ها باعث جنجال‌های زیادی در جامعه علمی جهان شدند. مدت کوتاهی پس از انتشار ترجمه این متون، کنفرانسی با حضور کارشناسان برجسته بین‌المللی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن برگزار شد. بسیاری از مورخان با حمله به بک، این دست نوشته‌ها را جعلی خواندند. اما پروفسور سپتیموس که به خاطر عدم شرکت بک در این کنفرانس به خاطر تولد فرزندش دفاع از او را به عهده داشت، گفت که این متون باید به طور دقیق مورد بررسی قرار بگیرند.
قدمت این دست نوشته‌ها اکنون در انستیتوی لئوناردو داوینچی شهر تریست، به کمک روش رادیو کربن در حال تعیین است.
 
بنا بر نوشته‌های بن شریره، حکام مسلمان قالیچه‌های پرنده را وسیله‌ای شیطانی می‌دانسته‌اند و به همین خاطر دانش و سازندگان آن را سرکوب کرده‌اند و ردپای آن را از تاریخ به دقت پاک کرده‌اند. هرچند قالیچه‌های پرنده تا اواخر قرن سیزدهم میلادی بافته و فروخته می‌شده‌اند، اما استفاده از آن در انحصار افراد خاصی بوده است.
بنا بر یادداشت‌های بن‌شریره، نخستین اشارات به قالیچه‌های باستانی در دو متن باستانی صورت گرفته است. یکی از این کتاب‌ها، مجموعه‌ای از ضرب‌المثل‌ها است که توسط شامشاد، وزیر نبوکدنزر پادشاه بابلی جمع‌آوری شده است و منبع دیگر، مجموعه‌ای از گفتگوهای باستانی است که توسط شخصی به نام ژوزفوس نگاشته شده است.
بر اساس نوشته‌های بن شریره، قالیچه‌های پرنده‌ای که می‌توانستند چند متر بر فراز زمین شناور باشند، نخستین بار توسط کیمیاگران و صنعت‌گران دربار ملکه صبا ساخته شد و ملکه صبا آن را به نشانه عشق خود برای حضرت سلیمان فرستاد. اما وقتی ملکه صبا خبر برخورد سرد حضرت سلیمان را با هدیه‌اش شنید، دل‌شکسته شد و صنعت‌گران خود را از دربار بیرون کرد. این صنعت‌گران در نهایت در ناحیه بین‌النهرین و در نزدیکی شهر بغداد ساکن شدند و کسب و کار خود را ادامه دادند.
بن شریره در یادداشت‌های خود به توضیح چگونگی کار این قالیچه‌های پرنده می‌پردازد، اما متاسفانه اکثر اصطلاحات و عبارات فنی به کار رفته در این قسمت قابل فهم نیستند. اما از قسمت‌های قابل خواندن متن چنین برمی‌آید که قالیچه‌های پرنده هم مانند قالیچه‌های معمولی روی دار بافته می‌شده‌اند و تفاوت آن‌ها با قالیچه‌های معمولی در مرحله رنگرزی بوده است.
 
صنعتگران دربار ملکه صبا گِل مخصوصی «به دست آمده از چشمه‌های کوهستان» کشف کرده بودند که هنگامی که در معرض حرارت شدید، «داغ‌تر از آتش حلقة هفتم جهنم» در ظرفی محتوی روغن یونانی قرار می‌گرفت، خاصیت ضد مغناطیسی پیدا می‌کرد. با توجه به مغناطیس بودن کرة زمین، و وجود میلیون‌ها محور مغناطیسی که از قطب جنوب تا قطب شمال کشیده شده‌اند، قالیچه‌هایی که الیاف شان به این گل آغشته می‌شد می‌توانستند از سطح زمین فاصله بگیرند. این فاصله با توجه به غلظت و میزان گل به کار رفته، از یک متر تا چند ده متر می‌رسید. محورهای مغناطیسی مانند ریل‌های هوایی عمل می‌کردند و قالیچه می‌توانست در امتداد این محورها پیش رود.
بر اساس یادداشت‌های بن‌ شریره، کتابخانه اسکندریه تعداد زیادی از این قالیچه‌های پرنده را در اختیار داشته است و آن را برای گردش میان قفسه‌های مملو از پاپیروس کتابخانه در اختیار مراجعه‌کنندگان به کتابخانه می‌گذاشته است. این کتابخانه که در یک زیگورات قرار داشته است، بیش از ۴۰ هزار طومار خطی در اختیار داشته است که توسط سیصد نسل از کاتبان نگاشته شده بود. سقف این کتابخانه آن‌قدر بلند بوده است که بسیاری از مراجعه‌کنندگان ترجیح می‌داده‌اند به حالت شناور در هوا و روی قالیچه‌های پرنده مطالعه کنند.
بر اساس یادداشت‌های بن شریره، ساخت قالیچه‌های پرنده در سرزمین‌های اسلامی به دو دلیل سرکوب شد. نخست این که حکام مسلمان می‌گفتند بشر قرار نیست پرواز کند و قالیچه‌های پرنده باعث به هم خوردن نظم امور می‌شوند. دلیل دوم بیشتر اقتصادی بود. بسیاری از اشراف و ثروتمندان عرب ثروت خود را مدیون گله‌های شتر و اسب خود بودند و دل‌شان نمی‌خواست چند صنعتگر فقیر و بی‌چیز با ساخت قالیچه‌های پرنده کسب و کار آن‌ها را نابود کنند.
قالیچه‌های پرنده در زمان حکومت خلفای اموی و عباسی به شدت سرکوب شدند و در نهایت در سال ۱۲۲۶ میلادی و با حمله مغول‌ها به آسیای مرکزی، در هرات و بلخ و بخارا حمام خون به راه افتاد. مغول‌ها در جریان غارت و تاراج خود، چند قالیچه پرنده هم پیدا کردند و هنگامی که مردی به آن‌ها گفت این قالیچه‌ها تیزروتر از اسب‌های پاکوتاه مغول‌ها هستند، چنگیزخان چنان از این توهین برآشفته شد که سر مرد را از تنش جدا کرد و دستور داد تمام قالیچه‌های پرنده قلمروی وسیعش را جمع‌آوری و نابود کنند.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

مردی که 70 سال آب و غذا نخورده است

 تلاش برای کشف راز مرد 70 ساله

به گزارش خبرگزاری مهر، وزارت دفاع هند در حال بررسی مردی است که گفته می شد از 70 سال قبل تا

کنون بدون خوردن و نوشیدن به زندگی خود ادامه داده است.

در راستای این بررسیها محققان بیمارستان احمدآباد هند شرایط جسمی "پرالاد جانی" را تحت کنترل

گرفتند و تائید کردند که این مرد هندی که از 6 روز قبل در این بیمارستان به سر می برد تاکنون به آب و

غذا دست نزده است.

به اعتقاد وزارت دفاع هند، کشف راز این مرد هندی می تواند به زندگی سربازانی که ناچارند در شرایط

بحرانی بدون آب و غذا زندگی کنند کمک کند.

به گفته پزشکانی که این مرد را معاینه کرده اند با وجود سن بالا هیچ علامت سوء تغذیه و کم شدن آب

در بدن وی مشاهده نمی شود.

"پرالاد جانی" داستان زندگی خود را اینطور تعریف کرده است که در 7 سالگی برای ماجراجویی به تنهایی

همانند یک "قدیس سرگردان" در دنیا خانه پدری را ترک می کند.

alt

برخی اعتقاد بر این دارند که یک نیروی حیات بخش در کالبد این قدیسین وجود دارد که آنها را قادر می

سازد تنها با نیروی روح به حیات خود ادامه دهند.

"جانی" معتقد است که تحت حمایت یک رب النوع قرار دارد که وی را از طریق سوراخی در سقف دهان با

اکسیر ویژه غذا می دهد.

بررسیهای یک پزشک متخصص در عرصه مطالعات ماوراء الطبیعه، توانایی این مرد را در زندگی بدون غذا

تائید می کند. این در حالی است که سایر پزشکان قادر به ارائه پاسخی مناسب برای علل این توانایی

نیستند.

براساس گزارش تلگراف، مدیر موسسه فیزیولوژی وزارت دفاع هند در این خصوص توضیح داد: "شاید اگر

این مرد به طور علمی مورد آزمایش قرار بگیرد بتواند منجر به یک کشف بزرگ علمی شود. در حقیقت

این مرد می تواند به ما بیاموزد که چگونه در شرایط دشوار به زندگی خود ادامه دهیم. به این ترتیب قادر

خواهیم بود زندگی انسانها را در مدت وقوع بلایای طبیعی، در شرایط دشوار، زیر آب و در تمام

موقعیتهایی که انسان را با مشکل مواجه می کنند نجات دهیم."

پزشکان این بیمارستان قصد دارند این مرد عجیب را به مدت دو هفته تحت کنترل قرار دهند. در این مدت

زمان در یک انسان طبیعی بدون آب و غذا، ماهیچه ها تحلیل می روند و بدن با کاهش شدید وزن و بی

آبی مواجه می شود.

 

کشف کشتی حضرت نوح(ع)

مرتبط با : جالبترین مطالب روز شگفتی قران کریم

کشف کشتی حضرت نوح(ع)
منبع گرادورنده:به سبک اسلام

و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
”و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟“

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.

عكس هوایی از  كشتی *بر روی ان کلیک کنید*

کشتی نوح

دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.

کشف کشتی حضرت نوح(ع)

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.

ادامه نوشته

اعجاز قرآن باعث مسلمان شدن كودك یهودی مقیم لندن شد

اعجاز قرآن باعث مسلمان شدن كودك یهودی مقیم لندن شد
معجزه جاوید مسلمانان«قرآن‌كریم» باعث گرویدن یك طفل یهودی به اسلام شد.

به نقل از «مفكرة‌الاسلام» جورجیا، دختر یهودی ساكن لندن وقتی كه در شش سالگی با جعبه لغات خود بازی مي‌كرد، زبان عربی توجه او را جلب كرده و از مادر درباره این زبان مي‌پرسد؛ مادر در پاسخ به اومي‌گویداین زبان،زبان گروه تروریست و شورشی مسلمانان است و كودك را به دوری جستن از این زبان هشدار مي‌دهد.
جورجیای شش ساله به پاسخ مادر بسنده نكرده و بعد از این‌كه سواد خواندن و نوشتن را آموخت وبا مسلمانان بیشتری آشنا شد به مناسبت روز تولد ازمادرش در خواست نسخه‌ای ازقرآن‌كریم رامي‌كند.
زندگی جورجیا بااین هدیه تغییر مي‌كند،اوقرآن مي‌خواند وبه آن ایمان مي‌آورد.اما معجزه‌ای كه باعث مي‌ِ‌شودتادیگراعضای خانواده نیزبه اعجازقرآن پی ببرند،آتش‌سوزی در منزل این خانواده یهودی بود زیرا تنها چیزی كه درآتش نسوخت كتاب قرآن بود،پس ازآن مادرجورجیا نیز به دین شریف اسلام گروید ومسلمان شد.
گفتنی است جورجیا و مادرش پس از تشرف به اسلام نام خود را به جمیله و سمیره تغییر دادند.

اعجاز قرآن

اعجاز قرآن

 

آیا زمان معجزه‌ها سپری شده است؟ و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟ آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟

 در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب آسمانی دین اسلام مواجه می‌شویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا می‌کند که معجزه‌ای است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر ملیتی که دارند.

 

قرآن و ادعای اعجاز

همانگونه که می‌دانیم، معجزه امر خارق‌العاده‌ای است که همه افراد بشر از انجام دادن عملی مانند آن ناتوان هستند. کسی که ادعای پیامبری می‌کند با ارائه دادن معجزه، این ادعا را دارد که چون نوع بشر توانایی انجام عملی مانند عمل او را ندارد، بنابراین بایستی عمل او به‌واسطه ارتباطی که با قدرتی مافوق قدرتهای بشری دارد، انجام شده باشد و او آفریننده این عالم است. در واقع خدا خواسته است با دادن این قدرت به او، رابطه بین او و خود را تأیید کند.

قرآن نیز برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعا اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند، هرگز نخواهند توانست. سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان می‌کند حال که نمی‌توانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید. و دوباره ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار می‌هد که اگر نتوانستید، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالاخره آنجا که می‌خواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند، تنها به یک سوره بسنده می‌کند و این در حالی است که یک سوره می‌تواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.

 حال باید بدانیم که قرآن نسبت به چه امری مبارزطلبی نموده است. محققین اسلامی معتقدند که کل قرآن در مجموع دارای چندین وجه اعجاز می‌باشد اما آن وجه از اعجاز که قرآن نسبت به تک تک سور خود نسبت به آن مبارزطلبی می‌کند همان فصاحت و بلاغت آیه‌های آن می‌باشد.

 

اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت

 فصاحت و بلاغت به این معناست که در بیان مطلب و مقصود مورد نظر بتوان از الفاظ شیوا و زیبا و ترکیبات سنجیده و خوش‌آهنگ بهره برد. محققین ادب عرب معتقدند که این وجه در تک‌تک سور قرآن مشهود است.

 در بررس ادعای آنان، ابتدا باید ببینیم که آیا در طول بیش از هزار و چهار صد سال که از نزول قرآن می‌گذرد واقعاً هیچ کس نتوانسته است حتی یک سوره یک سطری نظیر قرآن بیاورد؟ یعنی آیا واقعاً تا به امروز کسی نتوانسته است به این مبارزطلبی آشکار پاسخ دهد؟ در جواب به این سوال، باید به تاریخ رجوع کرد. هنگامی که به تاریخ مراجعه می‌کنیم در می‌یابیم که مورخین، اعم از مورخین اسلامی و مستشرقین و مورخین ادیان و ملل دیگر، هیچ نمونه قابل توجهی از پاسخگویی منکرین و مخالفین اسلام ثبت نکرده‌اند و از آنجا که تاریخ جزئیات بسیاری از اقدامات مخالفین پیامبر اسلام و آیین او را، ثبت کرده است، یقین می‌کنیم که اگر واقعا نمونه قابل توجهی آورده شده بود، چنین نمونه مهمی که نمایانگر بطلان دین اسلام بود حتما در تاریخ ثبت می‌شد. همچنین در دوران معاصر نیز همگان را در برابر این مبارزطلبی آشکار قرآن ساکت می‌یابیم.

 

چرا دیگران در برابر مبارزطلبی قرآن سکوت کرده‌اند؟

حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا اگر در برابر این مبارزطلبی آشکار، همگان چه در طول تاریخ و چه امروز سکوت اختیار کرده‌اند، لزوماً به معنای عجز آنها از آوردن مثل قرآن می‌باشد؟ و یا دلایل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان سه حالت را در برابر سکوت دیگران تصور کرد:

1-      ممکن است انگیزه‌ای برای پاسخگویی به این مبارزطلبی قرآن در گذشته و حال وجود نداشته باشد.

2-      انگیزه پاسخگویی وجود داشته اما فن ادب عرب پس از عصر نزول قرآن کم‌کم ضعیف‌تر شده و از بین رفته و امروزه نیز در میان غیر مسلمین ادیب عرب وجود ندارد تا بتواند به مبارزطلبی قرآن پاسخ دهد.

3-      هیچکدام از دو حالت قبل، اتفاق نیفتاده، بلکه واقعا از آوردن همانند قرآن عاجز شده و منصرف گشته‌اند.

 

در بررسی حالت اول مشخص است که ظهور پیامبر اسلام در زمانی بوده است که ملتهای گوناگون با عقاید مختلف زندگی می‌کردند. برخی مادی و منکر هرگونه خدایی و در میان سایرین، برخی بت‌پرست و مجوسی، و بعضی دیگر مسیحی و یا یهودی بودند. جدای از همه اینها، سلاطین ایران و روم نیز در استعمار و استثمار ملل ضعیف دست دراز داشتند. در چنین روزگاری پیغمبر اسلام با ادعای ابلاغ فرامین الهی، پرچم توحید را برافراشت و تمامی جهانیان را به پذیرش اسلام و تسلیم در برابر خدای یگانه دعوت نمود. این دعوت به یکتاپرستی، ثنویت مجوس و تثلیث مسیحیت و نسبتهای ناروای یهود به خدا و انبیا، و رسوم و عادات جاهلیت و سایر عقاید باطل آن زمان را بسیار جدی نفی می‌نمود. همچنین اطاعت همه‌جانبه از خدا و تسلیم در برابر او عملا با رفتار متکبرانه سلاطین آن زمان در تعارض بود. بدین ترتیب پیامبر اسلام یک تنه با همه ملل و امم، روبرو شد و برهان نبوت خود را قرآن قرار داد و با یک سلاح عقلی و فرهنگی یعنی مبارزه‌طلبی نسبت به یک کتاب، قدرتهای ملوک و سلاطین و عالمان یهود و مسیحیت و زرتشتیان و صابئان و عموم بت‌پرستان را به مقابله فراخواند؛ و البته اسلام این مبارزه فکری و عقیدتی خود را تا به امروز نیز ادامه داده و امروز بیش از همه ادوار گذشته دشمنانی دارد که سودای نابودی آن را در سر می‌پرورانند. طبیعی است که در چنین شرایطی آنان تمام قدرت خود را متمرکز کنند تا در برابر آیینی که مطامع دین و دنیای آنها را به خطر انداخته بود مقابله کرده آنرا از بین ببرند.

 آنها در عمل برای تحقق خواسته و دستیابی به مطامع خود و نابودی اسلام دست به هر اقدامی زده‌اند و می‌زنند. پیامبر اسلام و یارانش را به مدت سه سال در سخت‌ترین شرایط در شعب ابیطالب در محاصره اقتصادی قرار دادند در حالی که حداقل عوامل حیات را از آنان گرفته بود، جنگهای بزرگی چون بدر و احد از طرف کفار و مشرکین برای نابودی اسلام طرح شد و چون به نتیجه نرسید تمامی دشمنان اسلام، اعم از مشرکین و یهودی‌ها و ... با یکدیگر متحد شدند تا بلکه بتوانند در جنگ خندق ریشه اسلام را قطع کنند و ... و سایر اقدامات تبلیغاتی که بر علیه اسلام برپا شده و تا به امروز نیز ادامه دارد، و به عبارت دیگر، از انجام هر کاری که ممکن بود برای نابودی اسلام دریغ نورزیدند. آیا بهتر نبود به‌جای این همه صرف نیرو، یک سوره کوتاه یک سطری می‌ساختند و به دنیا عرضه می‌کردند تا در صورت برابری با قرآن، بطلان اسلام ثابت شود؟ قطعا ساده‌ترین راه ابطال پیامبر اسلام و دینش در بطلان معجزه او به‌وسیله پاسخگویی به مبارزه‌طلبی آن است که از روزهای آغازین اسلام با آن همراه بود و بنابراین یقیناً در میان خیل عظیم مخالفین اسلام که اینهمه خرج کردند و لشگر آوردند و تبلیغ کردند و شایعه پراکنی نمودند و ... انگیزه پاسخگویی به این مبارزطلبی آشکار قرآن کریم، وجود داشته و دارد.

در بررسی حالت دوم باید به سیر تکاملی ادب عرب توجه نمود. اگرچه فصاحت و بلاغت، فن رایج عصر نزول قرآن در میان اعراب بوده است، اما نه تنها آن روز فن ادب عرب رواج داشت بلکه بعد از آن هم، به طور دائم بر وسعت و اوج آن افزوده شد و امروز نیز ما در عصری قرار داریم که فن ادب عرب پرمایه‌تر از قبل و با گسترش در افقهای تازه‌تری وجود دارد و ادیبان عرب فراوانی در میان غیر مسلمانان، در سراسر عالم حضور داشته و دارند. بنابراین از صدر اسلام تا به امروز، غیر مسلمینی که صاحب فن فصاحت و بلاغت باشند زیاد بوده و هستند و تسلط آنان به زبان عربی در حدی بوده است که صاحبان بسیاری از کتابهای لغت، تاریخ و حتی صرف و نحو عربی از میان همین اشخاص بوده‌اند. با فرض اینکه این ادیبان به خودی خود، انگیزه‌ای برای پاسخگویی به قرآن نداشتند آیا آنان که سرسختانه با اسلام در مبارزه بوده و هستند، نمی‌توانند از این ادیبان در راه هدف خاص خود بهره برند؟ پس از آنکه روشن شد که حالتهای اول و دوم قابل قبول نیستند، باید حالت سوم را پذیرفت که اگر نتوانسته‌اند تا به امروز پاسخ مبارزطلبیهای آشکار قرآن کریم را بدهند دلیلش تنها در عجز مخالفین بوده است و بس. و صحت ادعای قرآن بر همگان اثبات می‌شود.

 

شیوه فهم اعجاز قرآن (از لحاظ فصاحت و بلاغت)

نکته بسیار مهم آنکه فهم این نوع از اعجاز قرآن توسط متخصصین این فن صورت می‌گیرد. به طور کلی نیز برای مقایسه مراتب گوناگون یک فن خاص، باید از متخصصان آن فن نظر گرفت. برای توضیح بیشتر از یک مثال استفاده می‌کنیم:

فرض کنید که طبیب "الف" امروز در جهان ادعا کند که هیچ طبیبی در دنیا از نظر مهارت در فن طبابت با او برابری نمی‌کند. همچنین فرض کنید که این ادعای او بر دیگران گران تمام شده سرسختانه قصد دارند تا ادعای او را باطل سازند:

اولاً: اگر هیچ طبیبی پیدا نشود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند بر همگان اثبات می‌شود که ادعای طبیب "الف" درست بوده است.

ثانیاً: اگر طبیب "ب" پیدا شود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند، مردمی که تخصصی در فن طبابت ندارند نمی‌توانند بین این دو تشخیص دهند بلکه لازم است که طبیب "ب" تأیید عده‌ای از متخصصان فن طبابت را به همراه ادعای خود ارائه دهد تا ادعای او اثبات شود.

در مورد اعجاز قرآن نیز، از آنجا که کسی تا به حال نتوانسته است پاسخی مناسب و مورد تأیید ادیبان عرب ارائه دهد، بر مردمی که تخصصی هم در فن ادب عرب ندارند اثبات می‌شود که قرآن معجزه است. همچنین اگر کسی ادعا کند که توانسته است پاسخ مبارزطلبی قرآن را بدهد برای اثبات ادعای خود باید بتواند عده‌ای از ادیبان عرب دنیا را نیز به همراه خود داشته باشد.

 

سایر وجوه اعجاز قرآن

از آنچه تاکنون بیان شد به روشنی آشکار می‌شود که قرآن از لحاظ فصاحت و بلاغت معجزه است. اگرچه همین مقدار کافی است تا بتوانیم به این مطلب پی ببریم که قرآن کریم نمی‌تواند ساخته و پرداخته دست بشر باشد اما همانگونه که بیان کردیم، محققین اسلامی معتقدند که علاوه بر اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن که در تک‌تک سور آن مشهود است، برای کل قرآن در مجموع وجوه دیگری از اعجاز نیز وجود دارد. نکته بسیار مهم آنست که فهم این وجوه، مانند فهم اعجاز فصاحت و بلاغت، تخصصی نیست بلکه همگان با هر ملیت و هر نژادی قادر به فهم این وجوه از اعجاز می‌باشند. باید توجه داشت که محققان وجوه متعددی از اعجاز را ذکر کرده‌اند که ما به جهت اختصار تنها سه مورد از آنها را بررسی می‌کنیم:

1- قرآن و اسرار خلقت: گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان می‌نماییم:

 

الف) اشاره به حرکت زمین:

"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)

"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."

در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین می‌کند و آن را به گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.

 

ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد:

"و أرسلنا الریاح لواقح" (سوره حجر، آیه 22)

"و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم."

قرنها پس از نزول قرآن بود که زیست‌شناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن می‌باشد.

 

ج)  "و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس" (سوره حدید، آیه 25)

"و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم."

تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر می‌باشد.

 

2- قرآن و اخبار آینده: قرآن در موارد متعددی شامل اخبار غیبی است که بعدا به وقوع پیوسته است. این امر حاکی از آن است که قرآن از طرف کسی نازل شده است که می‌تواند خبر از غیب بدهد و او کسی نیست جز خدای متعال که تنها داننده غیب به صورت مطلق اوست. آیاتی که قرآن در آنها به ذکر پیشگوییهایی پرداخته است، بسیار زیاد است که ما در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

 

الف) قبل از آنکه مکه توسط مسلمین فتح شود پیامبر در عالم رؤیا دیدند که به نشانه خروج از احرام موهای سر خود را تراشیده‌اند و از آنجا که رؤیای انبیاء رؤیای صادقه است به اصحاب خویش وعده دادند که به‌زودی وارد مسجد الحرام می‌شوند. در سال ششم هجری آن حضرت به همراه جمعی از اصحاب به قصد زیارت خانه خدا راهی مکه شدند که در بین راه مشرکین در منطقه حدیبیه از حرکت آنان جلوگیری کردند و کار به صلح حدیبیه انجامید و قرار شد مسلمانان برگردند و سال بعد برای انجام مراسم حج عازم شوند. پس از انعقاد پیمان صدای اعتراض بعضی از اصحاب برخاست و صدق رؤیای پیامبر را مورد تردید قرار دادند در چنین شرایطی آیه زیر نازل گردید:

"لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاءالله آمنین محلقین رؤسکم و مقصرین لا تخافون ما لم تعلموا فجعل من دون ذلک فتحا قریبا"(سوره فتح، آیه 27)

"خداوند صدق خواب رسولش را آشکار خواهد ساخت که شما مسلمانان با دل ایمن به مسجد الحرام وارد شوید و سرها بتراشید و تقصیر کنید بدون ترس و هراس. پس خداوند آنچه را شما نمی‌دانستید مقرر داشت و از پس آن فتحی نزدیک قرار داد."

در این آیه ضمن تأیید رؤیای پیامبر فتح مکه را نیز به مسلمین نوید داده شده است. در سال هفتم هجرت بود که درستی خواب آن حضرت تحقق یافت و مسلمانان به زیارت خانه خدا نایل شدند و یک سال بعد نیز دومین وعده قرآن به وقوع پیوست و در پی شکستن صلح توسط کفار، مکه توسط مسلمین فتح شد.

 

ب) جنگ بدر نخستین جنگ مسلمانان با کفار قریش بود. کاروانی از کفار مکه با مال التجاره فراوان از نزدیکی‌های مدینه عبور می‌کردند. مسلمین از پیامبر اجازه گرفتند تا به جبران اموال و منازل آنها که در مکه به غارت رفته بود به کفار حمله کنند و اموال آنها را بگیرند. پیامبر اجازه فرمودند و در این هنگام آیه ذیل نازل شد:

"و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین"

"و هنگامی که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه برای شما خواهد بود و شما دوست می‌داشتید که آن یکی که خالی از رنج بود برای شما باشد و خداوند می‌خواهد که حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع نماید."

این آیه نتیجه وقایع جنگ بدر را بیان می‌فرماید. با وجودی که تعداد نفرات دشمن چند برابر نفرات مسلمین بود و نگرانی در بین بعضی مشاهده می‌شد ولی قرآن صریحاً بشارت داد که یا پیروزی در جنگ و یا مال التجاره از آن مسلمین شود.

 

ج) هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت: "همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مرد یاد او منقطع خواهد شد. در این هنگام آیات سوره کوثر بر پیامبر نازل شد:

"انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر"

"ما به تو خیر بسیار دادیم پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش می‌کند همان ابتر است."

در این آیات خبر داده می‌شود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود.

 

3- آورنده قرآن کریم: یکی از مسایل مسلم در زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)  که بسیار روشن و غیر قابل انکار است "اُمی" بودن آن حضرت است. بدین معنا که آن حضرت نه خوانده بودند و نه نوشته بودند و نه اساسا معلمی دیده بودند. این مسأله آنقدر مسلم است که خاورشناسان معروف غربی نیز در کتب خویش به این حقیقت اعتراف دارند. بر این اساس صدور الفاظی مانند کلمات قرآن کریم که آن همه جنبه‌های اعجازی اعم از فصاحت و بلاغت و اسرار خلقت و اخبار غیبی و… که پیشتر بیان کردیم در آن نهفته است از یک چنین شخصی، قطعا دلیل آن خواهد بود که این کار خدایی است و این علم علمی است که از طریق وحی کسب شده است. قرآن کریم خود در این مورد می‌فرماید:

"و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذالارتاب المبطلون" (سوره عنکبوت، آیه 48)

"تو ای پیامبر، پیش از نزول قرآن کریم هیچ کتابی را نمی‌خواندی و هیچ نوشته‌ای را نمی‌انگاشتی که در آن صورت، افراد وسوسه‌گر در مورد صحت رسالت تو به تردید می‌افتادند."

 

سخن آخر

گرچه قرآن دارای وجوه اعجاز متعددی است، اما اینها به این معنی نیست که قرآن یک کتاب ادبی و یا یک کتاب در خصوص مسایل اسرار خلقت و ... باشد. بلکه از این مسایل در راه هدف خاص خود استفاده کرده اثبات می‌کند که معجزه است. آنگاه خود را کتاب هدایت معرفی می‌کند و بنابراین آنان که اعجاز قرآن برایشان روشن شده است باید که طریق هدایت و معارف صحیح الهی را در قرآن بیابند. از این رو ایمان ما به سایر پیامبران الهی و معجزات آنان نیز پس از اثبات اعجاز قرآن و گوش دادن به اخبار غیبی است که قرآن از انبیای گذشته نقل می‌کند. 

در یک جمع‌بندی کلی مطالب این مقاله را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:

1-   معجزات انبیای گذشته مخصوص به زمان خاص خودشان بوده است و امروزه چیزی از آنها در دسترس ما قرار ندارد. در این میان، تنها قرآن را می‌یابیم که ادعا می‌کند یک معجزه همیشگی است.

2-      قرآن کریم برای اثبات صحت ادعای خود، تمامی عالمیان را آشکارا به مبارزه می‌خواند تا اگر می‌توانند کلماتی مانند آیات قرآن بیاورند.

3-   آن وجه اعجاز قرآن کریم که قرآن نسبت به تک تک سور خود بدان تحدی نموده، فصاحت و بلاغت آیات آن است. البته برای قسمتهای مختلف قرآن، علاوه بر فصاحت و بلاغت، وجوه دیگری از اعجاز وجود دارد.

4-   از یکسو مخالفین اسلام در عمل چه در اعصار گذشته و چه در عصر حاضر از پرهزینه‌ترین و سخت‌ترین کارها برای بطلان اسلام دریغ نورزیده‌اند و از سوی دیگر در برابر ساده‌ترین اقدام که پاسخگویی به مبارزطلبی قرآن بود سکوت کردند و هیچ نمونه قابل توجهی که از لحاظ فصاحت و بلاغت، صاحبنظران، آن را همتای قرآن بدانند نیاورده‌اند و این در حالی است که هم انگیزه کافی داشتند و هم ادیبان عرب توانا. این خود بهترین دلیل از عجز آنها در برابر قرآن می‌باشد.

5-   در قرآن، در موارد متعددی اشاره به اسرار خلقت شده است که سر آنها قرنها بعد معلوم شده است. این حاکی از آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل بر اسرار خلقت داشته است.

6-   در قرآن، در موارد متعددی پیش‌گویی‌های غیبی آمده است که بعدا محقق شده است و این نشان می‌دهد که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه به غیب دارد.

7-   قرآن با این همه وجوه اعجاز که ذکر شد به‌وسیله پیامبری آورده شده است که به گواهی تاریخ درس ناخوانده بوده است. این امر به وضوح نشان می‌دهد که او قرآن را از پیش خود نیاورده است بلکه از سوی پروردگار عالمیان فرو فرستاده شده است.

 

نتیجه گیری

از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است. همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد. بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند.

 
 

اعجاز عددی قرآن

اعجاز عددی قرآن

تساوی عددی و هماهنگی رقمی و تناسب در موضوعات قرآن، موضوعی است که قدرت بشری از دریافت دقیق آن ناتوان بوده  و از توضیح کامل وبیان آن در می ماند. به عنوان نمونه تعدادی از تناسبهای عددی آیات قرآن را بیان می نمائیم.

 

اجر

واژه(اجر: مزد): 108 بار در قرآن آمده و به همین اندازه واژه (فعل: کار) آمده است.

 

جزاء

کلمه(جزاء: پاداش- کیفر) 117 بار در قرآن به کار رفته و (مغفرت)334 بار. پس آمرزش دو برابر کیفر به کار رفته است!

 

ابلیس

در قرآن لفظ ابلیس 11 بار آمده و عیناً به همین تعداد، یعنی 11 بار، فرمان به استعاذه (پناه بردن به خدا) تکرار شده است.

 

آیات

واژه ( آیات: نشانه ها) 382 بار در قران آمده وبا توجه به اینکه واژه ( الناس:مردم) 241 بار و (الملائکة: فرشتگان)86 بار و (عالمین: جهانیان) 73 بار در قرآن بکار رفته، کلمه(آیات) به اندازه مجموع واژه های (ناس- ملائکه و عالمین) به کار رفته است.

 

ایمان

(ایمان) و مشتقات آن 811 بار در قرآن به کار رفته و لفظ (علم) و مشتقات آن 782 بار و مترادف (علم) یعنی(معرفت) با مشتقاتش 29 مرتبه در قرآن آمده است. در نتیجه (علم ) و(معرفت) و مشتقات آن دو، مجموعاً 811 بار تکرار شده اند که مساوی با لفظ (ایمان) به کار رفته اند.

 

بِرّ

لفظ برّ( نیکی) و تمام مشتقاتش 20 بار در قرآن آمده که با واژه (ثواب) و مشتقاتش برابر است.

 

جحیم

کلمه جحیم( دوزخ) 26 بار در قرآن تکرار شده که برابر با لفظ عقاب (کیفر) می باشد.

 

حرث

واژه حرث( کشت)14 بار در قرآن آمده، و به همین اندازه واژه زراعت ( کشاورزی) به کار رفته است.

 

دنیا و آخرت

کلمه (دنیا) در قرآن 115 بار به کار رفته و واژه (آخرت) نیز عیناً 1۱5 بار در قرآن آمده است.

 

رسل

واژه (رسل) 368 بار تکرار شده و واژه نبی 75 بار ، بشیر18 بار و نذیر 57 بار که مجموع ارقام مذکور 518 مرتبه است. جای شگفتی است که این عدد با تعداد مواردی که اسامی پیامبران آمده برابراست. یعنی اسامی پیامبرن الهی ( آدم- نوح – موسی و...) نیز 518 بار در قرآن به کار رفته است.

 

صیام

واژه (صیام: روزه) و (صبر: شکیبایی) و (درجات: بیمناکی) و (شفقت: مهربانی) هر کدام 14 بار در قرآن آمده است.

 

عقل

کلمه (عقل) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده و با موارد به کار رفته واژه (نور) در قرآن برابر است .

 

محبت

واژه (محبت ) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده که به همین تعداد واژه ( طاعت : فرمانبرداری ) در آیات وجود دارد .

 

لسان

کلمه ( لسان: زبان) 25 بار در قرآن آمده است که با تعداد ( موعظه: پند و اندرز) برابر است.

رقص مقدس طور

کوه از خشيت عظمت قرآن با آنهمه صلابت به خودی می لرزد گويی آنگاه که از دنيای پشت طبيعت جلوه ای از جمال وجلال وجبروت حضرت حق از لای آيه های اين کتاب بر دل صخره پرتو می افگند کوه رقص مقدس آغاز نمود وآن کوه بيجان ودير پای بسان کاهی در مسير باد وباران عشق الهی همسنگ ذره به جاده وصال به چشمه سار طلب پر می گشايد! کوه که فرجام سرکشی ها وبلند پروازی هاست،با شادابی وطراوتش با لطف سبزه وشکوه ابهام انگيز آبشار هايش با بلندی های فلک سايش پيش تجليات وحيانی واله وشيدا است ودر کوره عشق ابديت خاکستر ! خوشا بحال تو ای کوه که زيبائی را در طور آئينه داری کردی خوشا به حال تو که طور ازمون بزرگ عشق ورزيدن را برای پروانگان مشتاق سر مشق نهاد.

انقلاب کوه که قران از آن حرف می زند انقلابی است که بر خاسته از محبت او در دل همه کاينات ساری وجاری است واين جهان شاداب وشاداب خرم ازوست.

اين سخن زيبا که از زيبايی آن نه تنها کوه که کائنات لبريز است از نوری از تيره وتبار طور برامام موسی حضرت محمد صلی الله عليه وسلم فرود می آيد برای زيبا ترين موجود که در زيبا ترين قالب سرشته شده است برای زيبا ترين آدمان که بازگشت زيبابه هانيز طرف حق مطلق است در زيباترين زمان که مقدس تر از هزار زمان ديگر يعنی فصل نياز ونيايش ماه صيام فرود آمد که انسان زيبا که شهبال های او که در لجن طبيعت فرومانده را بپرايد،اين انسان زيبا که ذره ذره او آگنده از جوهر حق دوستی است را از گشتن به پيرامون دانه هفت رنگ باطل هشدار داده وبگويد! هان ! زنهار ! که تو مرغ باغ ملکوت وسدره نش وطوبات آشيانه را نمی سزد که بسان کلداغ هرزه گرفتار هوس لاش گردی هان ای انسان که نهاد تو از روح عالم قدس وسيراب است نبايد اين گونه بنده سراب بمانی! انسان ای موجود زيبا ای دنيای پر رمزوراز هستی! ترارفعتی است که بدان جا رسيدن فقط ويژه تست واين تويی که بدان منزلگه ره خواهی برد وپرافراشته بسوزد که بدان ساحت قدس آرزوی رسيدن بکند! اين فراخوان شکوه مند را بنگريد که الله جمال مطلق زيباترين سخن را ارمغان فرستاده است.

أحسن الحديث،زيبا سخنی که از ساحت ملکوتی دل ديو خشم وغضب را بيرون می راند،اهريمن آرزو طمع را پی ميزند وبسا بدست فرشته راستی تبر ابراهيمی ميدهد که بتهای ريادسالوس را گردن بزند ومعبد دل را برای عرض نياز پاک کند!

اين سخنی است زيبا! که همه مان را ميگويد که آنگه که پيشانی شرف سجده اين ستان را در يافته شايسته نيست که در برابر ظلم به کرنش بيايد وآن که به پيمان هو الموجود پيوسته از بند مایوای او ديگر رسته است الله نزل آحسن الحديث!

حديث تأله سخن آزادی پيام وارستن مژده نجات! درس خود شناسی نيکو ترين دستور که زير هر لای آن اعجاز نجات بخشی نهفته است،نه از گذشت آيام بر روی اين نسخه ربانی گردی می نشيند ونه از ابهت آن چيزی می کاهد اينکه می بينيم بلال از زير سنگ های بزرگ ميگويد احد احد ويا آل ياسر در زير ضربات شلاق به يگانگی او شهادت می دهند ويا هم حسين با خون خود رمز قرآن می آموزد وياهم عمر بن الخطاب زمين را پر از عدل می کند ويا هم صلاح الدين ايوبی عظمت از دست رفته اسلام را باز می گرداند ويا محمد الفاتح رايت توحيد را در شط بوسفور می افرازد هندوستان دست غزنوی کشوده می شود نمونه يی از مجد اسلام است که اين کتاب وأم الکتاب به ارمغان آورده است.

 

چند اعجاز از قران کريم

چند اعجاز از قران کريم

نذیراحمد صوفی زاده تلاشجو 

قران کریم کتاب مقدس مسلمانان بزرگترین معجزه ای پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد صلى الله عليه وسلم میباشد. قران کریم دارای اعجاز زیاد بوده که گذشت زمان ومطالعات دانشمندان اسلام یکی بعد دیگر آنها را واضع ساخته و میسازد. گرویدن مردم ادیان مختلف دیگربه دین اسلام خود بیانگراعجاز قران کریم است، زمانیکه از اشخاص گرویده به دین اسلام سوال میگردد که چطوربه این دین گرویده اند؟ اولین پاسخ شان اینست، “بعدازینکه درمورد دین اسلام وقران کریم مطالعه کردیم دریافتیم که دین اسلام دین کامل و رستگاری است”. 

چنانچه خداوند (سبحانه وتعالى) درقران کریم میفرماید “به تحقیق امروزتکمیل نمودیم دین شما را” که مراد از تکمیل نمودن دین همانا دین اسلام است. درجای دیگر از قران کریم آمده است، اگرهمه انسانها وجنیات باهم یکجا شوند وبخواهند یک آیت شبه آیات قران کریم بسازند قارد نخواهند بود. 

حال ارقام را ذکر میداریم که بیانگر اعجاز قران کریم است. 

• کلمه مرد 24 مرتبه و کلمه زن نیز 24 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه دنیا 115 مرتبه وکلمه آخرت نیز 115 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه ملایکه 88 مرتبه وکلمه شیطان نیز 88 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه حیات 145 مرتبه وکلمه مرگ نیز 145 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه مفاد50 مرتبه وکلمه زیان نیز 50 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه سختی 102 مرتبه وکلمه صبر نیز 102 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه مردم 50 مرتبه وکلمه پیامبران نیز 50 مرتبه در قران کریم ذکر شده است.
• کلمه شیطان 11 مرتبه وکلمه مغفرت خواستن نیز 11 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه مصیبت 75 مرتبه و کلمه شکران وسپاس نیز 75 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه صدقه 73 مرتبه وکلمه خوشنودی و رضایت نیز 73 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه مسلمین 41 مرتبه وکلمه جهاد نیز 41 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه زنده گی مجلل 8 مرتبه وکلمه زنده گی ساده نیز 8 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه محبت 83 مرتبه وکلمه طاعت نیز 83 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه جادو 60 مرتبه وکلمه فتنه نیز 60 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه زکات32 مرتبه وکلمه برکت نیز 32 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه فهم ودانش49 مرتبه وکلمه نور و روشن نیز 49 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه صالحات167 مرتبه وکلمه سیات نیز 167 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه زبان 25 مرتبه وکلمه وعظ کردن نیز 25 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه زحمت ومشقت114 مرتبه وکلمه شکیبایی نیز 114 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه محمد 4 مرتبه وکلمه شریعت محمد نیز 4 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه صلات 5 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه ماه 12 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه روز 365 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.
• کلمه بحر 32 مرتبه درقران کریم ذکر شده است.
• کلمه خشکه 13 مرتبه درقران کریم ذکرشده است.

اخیرآ علم ساینس ثابت کرده است که 71.111 فیصد زمین را بحر و 28.888 فیصد زمین را خشکه احتوا میکند یعنی خشکه+ بحر مساویست به 45 (32+13=45.) 

32/45x100=71.11111111% (71.11111111 مساویست به بحر.)
28.88888889 مساویست به خشکه).13/45x100=28.88888889%

بحر (71.11111111فیصد) + خشکه (28.88888889فیصد) مساویست به 100 فیصد 

 

مراجعه شود به :http://mojezeh-quran.blogfa.com/

ماجراي اصحاب فيل

ماجراي اصحاب فيل

ابرهه بن صباح حبشي، والي تام الاختيار نجاشي در يمن، وقتي مشاهده کرد که قوم عرب بر کعبه حج مي‌گزارند، معبدي بزرگ در صنعا بنا کرد و درصدد برآمد که حج‌گزاران عرب را بسوي آن معبد متوجه گرداند. مردي از کنانه از اين تصميم ابرهه باخبر شد، و شبانه وارد آن معبد شد، و آستانة درب ورودي آن را با سرگين آلوده کرد. ابرهه از اين ماجرا باخبر شد، و آتش خشمش شعله‌ور گرديد. لشگري جرار، عبارت از شصت هزار سرباز، به راه انداخت و به مقصد کعبه به راه افتاد، و عزم جزم کرد که خانة کعبه را ويران گرداند. براي خود نيز بزرگترين فيل را برگزيد. در لشگر ابرهه 9 يا 13 فيل بود. به راه خويش ادامه داد تا وقتي که به مغمس رسيد. در آنجا لشگريان خود را آمادة حمله کرد، و فيل خويش را نيز آماده ساخت و سوار شد، و آماده شد تا وارد مکه شود. وقتي به وادي محسر، فيمابين مزدلفه و مني، رسيد، فيل بر زمين نشست، و از جاي برنخاست تا بسوي کعبه برود. همينکه روي او را به طرف جنوب يا به طرف شمال يا به طرف مشرق مي‌گردانيدند، از جاي برمي‌خاست و هروله کنان به راه مي‌افتاد؛ اما، بلافاصله، وقتي که او را به طرف کعبه مي‌گردانيدند، بر زمين مي‌نشست. در همان اثنا که در چنين وضعيتي بسر مي‌بردند، خداوند متعال «طير ابابيل» را بالاي سر آنان فرستاد، و آن پرندگان با سنگريزه‌هاي سجيل لشگريان ابرهه را نشانه گرفتند؛ و آنها همه را مانند کاه خرد شده و نيم خورده بر زمين ريختند. پرندگان جثه‌هايي به اندازة پرستو چلچله داشتند. هر يک از آن پرندگان سه سنگريزه در اختيار داشت؛ يکي به منقار، و دو تا در ميان انگشتان پاهايش. سنگريزه‌ها به اندازة دانه‌هاي نخود بودند. همينکه هر يک از آن سنگريزه‌ها به يکي از لشگريان ابرهه اصابت مي‌کرد، اعضاي او را متلاشي مي‌گرد، و هلاکش مي‌ساخت. سنگريزه‌ها به همة آنان اصابت نکرد. پاي به فرار گذاشتند، و چون امواج دريا در يکديگر فرو رفتند. در راه و بيراهه يکي پس از ديگري از مرکبشان بر زمين مي‌افتادند، و بر سر هر آبشخوري در ميان راه، چند تن از آنان بر زمين مي‌افتادند و از ميان مي‌رفتند. خود ابرهه را نيز، خداوند متعال بر او دردي بي‌درمان مسلط گردانيد که بر اثر آن انگشتانش بندبند جدا مي‌شدند و مي‌افتادند. وقتي به صنعا رسيد، از شدت لاغري و نزاري همچون جوجه‌اي پرکنده شده بود. ديري نپاييد که سينه‌اش نيز برشکافت و قلبش از قفسة سينه بيرون افتاد، و به هلاکت رسيد.
افراد قبيلة قريش، زن و مرد و کوچک و بزرگ، در شکافهاي کوه‌ها و دره‌ها سرپناه گرفته بودند، و از ترس جانشان در برابر لشگر جرار ابرهه، به قله‌هاي کوه پناه برده بودند. وقتي آن ماجرا بر سر لشگر ابرهه آمد، در کمال امنيت به خانه‌هايشان بازگشتند
(1).
اين ماجرا در ماه محرم، پنجاه- يا حداکثر پنجاه و پنج روز- پيش از ميلاد نبي‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- روي داد. وقوع اين واقعه، برابر بود با اواخر فوريه يا اوائل مارس 571 ميلادي، و اين پيشکشي بود که خداوند متعال به پيامبر خويش و خانة خويش نثار فرمود. مي‌بينيم که بيت‌القدس علي‌رغم قبله بودنش، مشرکان ودشمنان خدا دو بار بر آن استيلا يافتند؛ آنهم در شرايطي که اهالي بيت‌القدس مسلمان بودند؛ چنانکه از سوي بختنصر به سال 587 پيش از ميلاد، و از سوي روميان به سال 70 ميلادي، بيت‌القدس مورد حملة شديد قرار گرفت. اما، نصاراي حبشه، با آنکه در آن روزگار، مسلمان به حساب مي‌آمدند و اهالي مکه مشرک بودند، بر کعبه چيره نشدند و بر آن دست نيافتند.
اين ماجراي شگفت‌انگيز در شرايطي اتفاق افتاد که خبر اينگونه وقايع خيلي زود به قسمت عمدة بلاد و ممالک و تمدن‌هاي آن روزگار مي‌رسيد. حبشه پيوندي مستحکم با روميان داشت. پارسيان پيوسته در کمين آنان بودند، و هر آنچه را که بر سر روميان و هم‌پيمانان آنان مي‌آمد، زيرنظر داشتند. به همين جهت، به دنبال وقوع اين حادثه، پارسيان به يمن درآمدند. در آن روزگار، دو حکومت مقتدر ايران و روم، در واقع، دو نماينده و شاخص جهان متمدن آن روز به حساب مي‌آمدند. اين ماجرا توانست ديدگان همة جهانيان را به کعبه متوجه سازد، و شرافت بيت‌الله را به مسلمانان جهان خاطر نشان سازد، و به آنان بنماياند که خداوند اين خانه را برگزيده و مورد تقديس قرار داده است. حال، اگر فردي از اهالي مکه قيام کند، و ادعاي نبوت کند، عيناً همان چيزي است که اين ماجرا مقتضي آن بوده و زمينة آن را فراهم آورده است؛ و تفسير و توضيحي است بر آن حکمتي که در ياري رسانيدن خداوند متعال به مشرکان بر عليه اهل ايمان و دينداران، به شيوه‌اي فراتر از عالم اسباب، نهفته بود.
عبدالمطلب ده فرزند پسر داشت: حارث، زبير، ابوطالب، عبدالله، حمزه، ابولهب، غيداق، مقوم، ضرار، عباس. بعضي گفته‌‌اند: يازده پسر داشته است، و نام فرزند پسر يازدهم او را قثم ذکر کرده‌اند. بعضي نير گفته‌‌اند: سيزده پسر داشته است، و نامهاي عبدالکعبه و حجل را افزوده‌اند؛ گروهي نيز گفته‌اند: عبدالکعبه همان مقوم بوده است و حجل همان غيداق، و عبدالمطلب فرزند پسري به نام قُثم نداشته است. دختران عبدالمطلب نيز شش تن بوده و عبارت بوده‌اند از : ام الحکيم (بيضاء)، بره، عاتکه، صفيه، اَروي، امي

سیاهچاله

انسان ها عادت داشتند تا زمانی که پیامبران برایشان معجزه نیاورده اند، حرف این فرستادگان خدا را رد کنند. بعضی ها حرف آن ها را قبول می کردند و بعضی هم بر سرسختی خود می افزودند. اکنون بعد از وفات پیامبران، باز هم مردم نیاز دارند بدانند آیا خدا وجود دارد؟، داروینیسم و نظریه تکامل به کفر ورزی انسان ها و سکولاریزم کمک کرد به طوری که این نظریه انسان ها را تا تاریکی های عصر حجر برد. به خاطر تحریف دین مسیحیت و دین یهودیت، پیروان این ادیان در اثر این نظریه دچار تزلزل و دودلی شدند.

اسلام، آخرین دین آسمانی اکنون در مقابل این نظریات کفر آمیز ایستاده است. بیشتر یافته های علمی که دانشمندان به آن می بالند در قرآن ذکر شده است ( قابل توجه که ما مسلمانان اعتقاد داریم تمامی علوم در قرآن است و منظور نویسنده در این جا آن است که علوم کشف شده را ما با قرآن توانسته ایم تطبیق دهیم. مترجم) که ۱۴۰۰سال پیش نازل شده است.

خداوند در قرآن فرموده اند:

یکی از معجزات علمی که در قرآن آمده است، در مورد سیاه چاله ها می باشد.

خداوند با اشاره به مشخصات خاصی، در آیه زیر به سیاه چاله ها اشاره می کنند.

این مشخصات عبارتند از:

1-آن ها ستارگانی در حال حرکت هستند.

2-آن ها پنهان هستند.

3-آن ها ستارگانی جارو کننده هستند.

اجازه بدهید قبل از اینکه ببینیم اخترفیزیک دان ها در مورد سیاه چاله ها چه می گویند، به آیه زیر از قرآن کریم اشاره کنیم.

خداوند در قرآن فرموده اند:

{ فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ*الْجَوَارِ الْکُنَّس* وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ * وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ * إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ}[التکویر:15-19]

به راستی سوگند به اختران بازآینده نمی خورم. ۱۶. آن روندگان نهان شونده. ۱۷. و به شب چون تاریک شود. ۱۸. و به سپیده چون بدمد. ۱۹. که این سخن فرستاده ای است بزرگوار(جبرئیل).

به خوبی امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول می شوند تا آنکه بمیرند. یکی از انواع مرگ ستارگان، تبدیل شدن به سیاه چاله است.

خداوند در قرآن می فرمایند:

{وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ}[القصص:88]

با خداوند، معبود دیگری را نخوانید. خدایی نیست جز او، هرچیزی نابود می شود مگر ذات او. فرمان مخصوص اوست، به سوی او بازگردانده می شوید.

در طول دوره زندگی ستارگان، آن ها موجودیت خود را تغییر می دهند. این تغییر میلیون ها سال طول می کشد. یکی از آن ها تبدیل شدن به سیاه چاله است که چهره ای ترسناک دارد.

●انواع سیاه چاله ها کدامند؟

دانشمندان سه نوع سیاه چاله را کشف کرده اند:کوچک، متوسط و بزرگ.

1-نوع کوچک یا کم جرم یا نوع اختری یا کهکشانی

این نوع از سیاه چاله ها از ستارگانی تشکیل می شوندکه جرمشان ۱۰۰برابر جرم خورشید ما است.

وقتی که انرژی چنین ستاره ای تمام می شود، پوسته خارجی خود را پرتاب می کند و هسته خود را که هنوز ۱۵برابر خوررشید ما است را نگه می دارد.

دانشمندان عقیده دارند که کهکشان راه شیری ما دارای ده ها هزار از این سیاه چاله ها است بنابراین به آن سیاه چاله کهکشانی می گویند.

2-سیاه چاله های متوسط.

3-سیاه چاله های بسیار سنگین.

در مرکز کهکشان ها قرار دارند. بعضی از دانشمندان عقیده دارند که بیشتر کهکشان ها که کهکشان ما هم جزوی از آن است، دارای سیاه چاله ای در مرکز خود است.

در ستارگان سنگین دو فرایند مهم پیوسته رخ می دهد. یکی جوش هسته ای است( که هیدروژن را از مرکز ستاره به بیرون می فرستد و دیگری جاذبه (که تمامی هیدروژن را به طرفی که آمده بود می کشد). این دو روند یکدیگر را خنثی می کنند تا اینکه هیدروژن ستاره سوخته شود و در این موقع جاذبه غلبه می کند.

وقتی که جاذبه غلبه کرد، ستاره ناپایدار می شود و منفجر می گردد. وقتی که شروع به منفجر شدن کرد، ‌دیگر متوقف نمی شود و ستاره ( و در نهایت اتم هایش) به داخل خود فرو می ریزند و منجر به تشکیل سیاه چاله می شود.( Hewitt ۱۸۶).

این تصویر که به کمک اشعه ایکس گرفته شده است نشان دهنده سیاهچاله ای است که در حال بلعیدن ستاره ای می باشد.

سیاهچاله بسیار سنگین سیاهچاله ای است که جرم آن بین ۱۰۵تا ۱۰۱۰برابر جرم خورشید است. امروزه این عقیده وجود دارد که اگر همه کهکشان ها سیاهچاله ای از این نوع نداشته باشند، تعداد زیادی از آن ها که کهکشان راه شیری نیز جزئی از آن است، در مرکز خود چنین سیاه چاله ای را دارند. این سیاه چاله ها دارای خصوصیات عجیبی هستند که آن ها را از همنوعان خود متمایز می کند.

چرا سیاهچاله ها سیاه می باشند؟

یک موشک برای آنکه سطح زمین را ترک کند باید سریعتر از ۲۵۰۰۰ مایل در ساعت ( ۷مایل در ثانیه) حرکت کند. به این سرعت، سرعت فرار از زمین می گویند. اگر راکت سرعتی کم تر از این مقدار داشته باشد، توسط جاذبه به زمین بر می گردد. سرعت فرار از یک سیاه چاله بیش از ۱۸۶۰۰۰مایل در ساعت است پس اگر بخواهیم از آن فرار کنیم، باید سرعتی بیش از این مقدار داشته باشیم. سرعت نور ۱۸۶۰۰۰مایل در ساعت است بنابراین نمی تواند از سیاهچاله ها فرار کند پس این سیاهچاله ها به رنگ سیاه هستند.(به عبارت بهتردیده نمی شوند. مترجم)

ستاره شناسان به کمک اشعه ایکس و تلسکوپ های رادیویی توانسته اند سیاه چاله قدیمی را که در اطراف کهکشان راه شیری است کشف کنند. این سیاه چاله که دارای مسیری نامتقارن است در حال بلعیدن ستاره ای می باشد.

اعتقاد بر این است که این سیاه چاله باقی مانده یک ستاره بسیار بزرگ است که میلیاردها سال پیش زندگی می کرده و از خانه خود به بیرون پرتاب شده و سرگردان در حال حرکت می باشد.

بسیاری از ستارگان منظومه شمسی ما در یک صفحه نازکی به نام صفحه کهکشانی هستند. اگرچه خوشه های گردی نیز وجود دارند که هرکدام دارای صدها هزار ستاره قدیمی هستند و به دور مرکز کهکشان در حرکت می باشند و در مسیری می باشند که از صفحه کهکشانی به دور می باشند.

بنابراین زمانی که یک ستاره تمام سوختش به مصرف رسید در خود فرو می ریزد و در نهایت به سیاه چاله ای تبدیل می شود که دارای چگالی بی نهایت و حجم بسیار ناچیز است و میدان مغناطیسی بسیار قوی دارد.

خداوند در قرآن به این حقیقت مرگ ستارگان( که به خاطر پایان سوختشان است اشاره می کنند) در آن جا که می گویند:

{ وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ}

آنگه که ستارگان به سیاهی می گرایند.

●آیا تمامی ستارگان به سیاه چاله تبدیل می شوند؟

تمامی ستارگان به سیاه چاله تبدیل نمی شوند. ستاره ای که جرمش کم تر از ۱.۴بار بزرگتر از خورشید باشد، به کوتوله سفید تبدیل می شود. ستاره ای که ۱.۴ تا ۳برابر خورشید جرم داشته باشد تبدیل به ستاره نوترونی می شود. تنها ستارگانی که جرمشان بیش از ۳برابر خورشید باشد به سیاهچاله تبدیل می شوند.

سیاه چاله ها آن قدر جرمشان زیاد است که نور نمی تواند از آن ها عبور کند و چون چیزی سریع تر از نور نمی تواند حرکت کند، هیچ چیز از سیاهچاله نمی تواند بیرون بیاید.

خداوند به این موارد قسم یاد می کنند تا تائید کنند که قرآن از طرف پروردگار نازل شده است. به آیات ۱۵تا ۱۹سوره تکویر که در بالا آمده است نگاهی دوباره بیاندازید.

این نوع تاکید که در این آیات به کار رفته است و خداوند با قسم از آن ها یاد کرده، به خاطر اهمیت سیاهچاله ها است که در واقع ستارگان مرده در حال حرکتی می باشند و نوری از خود تولید نمی کنند و هرچه سرراهشان باشد می بلعند. قرآن مجید از آن ها به "پاک کنندگان" یاد می کند که در تطابق کامل با عملکرد آن ها از لحاظ علمی است.

دانشمندی غیر مسلمان که نام سیاهچاله را برای این پدیده گذاشته است، بسیار مناسب این نام را انتخاب کرده است. اگرچه او هرگز قرآن نخوانده است ولی همان نامی را بر آن ها نهاده که قرآن با آن نام آن ها را خوانده است. این نشان دهنده آن است که قرآن تا چه حدی به حقایق علمی که امروزه کشف می شود نزدیک است. این دانشمند این چنین تاین پدیده را تعریف کرده " آنچنان نیروی جاذبه ای دارند که مانند یک جاروبرقی نامرئی کیهانی هستند و آن چنان مواد اطراف خود را جذب می کنند که حتی نور نیز نمی تواند ازآن بیرون بیاید".

کلمه قرآنی خُنَّسِ در آیه ۱۵سوره تکویر را در عربی می توان به جاروبرقی ترجمه کرد.

زمانی که سیاه چاله ها از لحاظ علمی تعریف شدند، دقت قرآن مجید در تعریف آن ها تنها در سه کلمه بیشتر مشخص می شود.

قرآن سیاه چاله ها را با خصوصیات زیر تعریف می کند:

1-آن ها در حال حرکت می باشند. (همان گونه که علم می گوید.)

2-آن ها وقتی شناسایی شدند، دارای حجاب می باشند. همان طور که علم می گوید نور نیز نمی تواند از آن ها عبور کند.

3-آن ها همه چيز را مى بلعند.

برگردان: احسان اشرفي
مهندس هوافضا
فعالیت ها: برگردان( جوان ترین مترجم کتاب های هوافضایی در ایران)، محقق در زمینه معجزات علمی قرآن، میدان انرژی انسانی

قرآن و اعجاز عدد 19

قرآن و اعجاز عدد 19

قران و شگفتيهاي عدد19

سوره 74 ايه 30

1)بسم الله الرحمن الرحيم از 19 حرف تشكيل شده كه عبارنتد از

ب س م- ا ل ل ه ا- ل- ر- ح م ن ا ل ر ح ي م

2)قران 114 سوره دارد (19×6)

3) اولين سوره كه نازل شد (سوره العلق ) حاوي 19 كلمه مي باشد

اقرا باسم ربك الذي خلق

خلق الانسان من علق

اقرا و (حرف مي باشد حساب نمي شود) ربك الاكرم

الذي- علم -بالقلم

علم الانسان ما لم يعلم

4)اولين سوره كه نازل شد حاوي 285 كلمه مي باشد (19×15 )

5)سوره نصر اخرين سوره اي كه نازل شد 19 كلمه دارد

اذا جا نصر الله والفتح

ورايت الناس يدخلون في دين الله افواجا

فسبح بحمد ربك واستغفره

انه كان افواجا

6) اذا جا نصرالله والفتح شامل 19 حرف است

7)در قران 114 بسم الله الرحمن الرحيم داريم (19×6)

8)2 سوره از قران شامل 2 بسم الله هستند كه سوره هاي نمل و توبه مي باشند كه فاصله ترتيبي بين اين دو سوره 19 مي باشد

 با توجه به تصوير اگر شماره سوره هاي بين اين دو سوره را باهم جمع كنيم مي شود 19 × 18

9+10+11+12+13+14+15+16+17+18+19+20+21+22+23+24+25+26+27

 

هواشناسان در مورد تشكيل ابر كومولونيمبوس مطالعه كرده اند تا نحوه توليد و ايجاد باران، تگرگ، برق (نور

 

هواشناسان در مورد تشكيل ابر كومولونيمبوس مطالعه كرده اند تا نحوه توليد و ايجاد باران، تگرگ، برق (نور) را بيابند. يافته ها نشان مي دهد كه كومولونيمبوس طي مراحل زير باران ايجاد مي كند.

ابتدا ابرها با نيروي باد به حركت در مي آيند، قطعه هاي پراكنده و كوچك كه كومولوس نام دارند با نيروي باد به يكديگر فشرده شده و در يك منطقه تجمع مي يابند و ابرهاي كومولونيموس را مي سازند.

اتصال: ابرهاي كوچكتر به يكديگر متصل و ابرهاي بزرگتر را تشكيل مي دهند.

تراكم و انبوه شدن: وقتي ابرهاي كوچكتر به هم مي پيوندند و ابرهاي بزرگتر را مي سازند در ابرهاي بزرگ حركت و رشد عمودي به سمت بالا صورت گرفته كه اين پديده در مركز ابرها بيشتر از لبه ها و كناره هاي آن رخ مي دهد و بعد از اين رشد رو به بالا موجب كشيده شدن توده ابر به بالا و رسيدن به ناحيه سردتر اتمسفر (جو) كه محل تشكيل قطره هاي آب و تگرگ است مي شود. و قطره هاي آب و تگرگ، بزرگتر و سنگين تر شده و حركت رو به بالاي آنها متوقف مي شود و به صورت قطره هاي باران و تگرگ فرود مي آيند

تگرگ و صاعقه 

سوره نور ايه ۴۳

آيا نديدى كه خداوند ابرهايى را به آرامى مى‏راند، سپس ميان آنها پيوند مى‏دهد، و بعد آن را متراكم مى‏سازد؟! در اين حال، دانه‏هاى باران را مى‏بينى كه از لابه‏لاى آن خارج مى‏شود; و از آسمان -از كوه‏هايى كه در آن است (ابرهايى كه همچون كوه‏ها انباشته شده‏اند)- دانه‏هاى تگرگ نازل مى‏كند، و هر كس را بخواهد بوسيله آن زيان مى‏رساند، و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مى‏كند; نزديك است درخشندگى برق آن (ابرها) چشمها را ببرد! (43)

دانه هاي باران از ابر جدا مي شوند و در قسمت فوقاني هوا به جبه سردي بر خورد مي كنند و يخ مي زنند و سپس طوهانهاي كوبنده اين دانه ها را مجددا به بالا پرتاب مي كنند و بار ديگر اين دانه ها به داخل ابر مي روند ولايه ديگري اب روي ان مي نشيند كه به هنگام جداشدن از ابر مجددا يخ مي زنند.

همين كه تگرگ از قسمت سرد و يخچالي ابر فرو مي ريزد يعني همان جايي كه بلورهاي يخ در آن تشكيل مي شود، ابرها باردار مي شوند و قطره هاي آب با تگرگ به هم برخورد كرده يخ مي زنند و باقي مانده گرماي خود را از دست مي دهند. سطح تگرگ گرمتر از اطراف خود بلور است. وقتي تگرگ با بلور يخ مجاور و مماس مي شود يك پديده مهم رخ مي دهد. كلاً الكترونها هميشه از ناحيه سردتر به نقطه گرمتر حركت مي كند. در همين حال وقتي قطره هاي خيلي سرد و يخ زده در تماس با يك دانه تگرگ قرار مي گيرند همين پديده رخ مي دهد و از اين رو تگرگها بار منفي گرفته و قطرات بسيار سرد يخ بار مثبت مي گيرند و در برخورد با تگرگ خرد و متلاشي مي شوند حال ذرات خرده شده يخ سبكتر شده و به لايه هاي بالايي ابر صعود مي كنند و تگرگ با بار منفي باقي مانده و در لايه هاي زيرين و بستر ابر قرار مي گيرد. بنابراين لايه هاي زيرين ابر كلاً داراي بار منفي بوده و سپس اين بار منفي به صورت برق به زمين تخليه مي گردد. نتيجه مي گيريم كه تگرگ نقش مهمي در توليد و ايجاد برق دارد

باد

سوره حجر ايه ۲۲

ما بادها را براى بارور ساختن (ابرها و گياهان) فرستاديم; و از آسمان آبى نازل كرديم، و شما را با آن سيراب ساختيم; در حالى كه شما توانايى حفظ و نگهدارى آن را نداشتيد! (22)

بادها با وزش خود روي اقيانوسها باعث حركت قطرات اب و بعد از مدتي به وجود امدن موج مي شوند .سپس اين موجها سب پخش شدن ذرات اب در هوا مي شوند و باد انها را باسمت بالا انتقال مي دهد كه از اولين مراحل بارش باران مي باشد.يكي ديگر از وظايف بادها انجام عمل لقاح مي باشد

اعجاز قران در طبيعت

اعجاز قران در طبيعت

 اعجاز قرآن در طبيعت

دراين مطلب به بررسي اعجاز قران و طبيعت پرداخته مي شود سپس آيات قران به همراه توضيحاتي در مورد ان مطلب اورده مي شود

 

 

باران و تگرگ و صاعقه و باد

چگونگي تشكيل باران

سوره نور ايه ۴۳

آيا نديدى كه خداوند ابرهايى را به آرامى مى‏راند، سپس ميان آنها پيوند مى‏دهد، و بعد آن را متراكم مى‏سازد؟! در اين حال، دانه‏هاى باران را مى‏بينى كه از لابه‏لاى آن خارج مى‏شود; و از آسمان -از كوه‏هايى كه در آن است (ابرهايى كه همچون كوه‏ها انباشته شده‏اند)- دانه‏هاى تگرگ نازل مى‏كند، و هر كس را بخواهد بوسيله آن زيان مى‏رساند، و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مى‏كند; نزديك است درخشندگى برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!

دانشمندان با مطالعه بر روی ابرها به اين نتيجه رسيدند كه چگونگي بارش باران از ابرها داراي سيستم و مرا حل خاصي مي باشد .

پيامبر اعظم

پيامبر اعظم

پیامبری مقامی است که با آن، خداوند شخصی را برای انجام دادن یک وظیفه بزرگ منصوب مینماید. هنگامی که چنین نیازی به وجود بیاید، خداوند شخصی را به عنوان پیامبر خود تعیین میکند تا این نیاز را برآورده سازد.

خداوند هرگز پیامبران را بدون وجود دلیلی برای حضورشان، منصوب نکرده است و فاصله ظهور پیامبران بنا بر نیاز دورانهای مختلف، متفاوت بوده است. با مراجعه به قرآن کریم، خواهیم دید که شرایط لازم برای فرستاده شدن یک پیشوای الهی، شامل چهار مورد است :

• فرستادن پیامبر در میان قومی که تا کنون هیچ پیغمبری بر آنان نازل نشده است و یا اینکه شریعت پیامبری از قوم دیگر به آنان نرسیده باشد.

• منصوب کردن پیامبر در میان قومی که در آن دستورات پیغمبر قبل تحریف یا فراموش شده باشد و در واقع، دین الهی به چیزی غیر از آنچه در ابتدا بوده مبدل گشته است.

• پیامبر در میان افرادی منصوب شود که دستورات الهی برای آنان به طور کامل نازل نشده است و در واقع او یا آنان کامل کننده دستورات الهی خواهند بود.

• منصوب شدن دو پیامبر در یک زمان، هنگامی که پیغمبر اول برای انجام مسئولیتها و دستورات الهی به یک همراه نیاز داشته باشد.

واضح است که هیچ یک از این ضروریات، پس از ظهور حضرت محمد (ص) و دین اسلام ایجاد نشده و نیاز به ظهور یک پیامبر دیگر وجود نداشته است.

در قرآن کریم آمده است که حضرت محمد (ص)، حامل دینی برای نوع بشر بوده است. تاریخ فرهنگی جهان شاهد این حقیقت است که از زمان ظهور پیامبر اسلام تا کنون، شرایطی بر جهان غالب شده است که در تمام سالها و قرنهای پس از ظهور ایشان، امکان انتقال پیام او به سرتاسر جهان ایجاد شده است. در نتیجه، اقوام مختلف دیگر نیازی به پیامبری جدید ندارند.

قرآن، احادیث و جزئیات زندگی حضرت محمد (ص) گواه هستند که او پیام الهی را دست نخورده و با حفظ اصالت منتقل نموده و هیچگونه تحریفی در آن صورت نگرفته است. هیچ حرف و کلمه ای به کتاب خدا افزوده یا از آن کاسته نشده و تا روز رستاخیز، هیچ کس نتوانسته و نخواهد توانست کوچکترین دخل و تصرفی در کلام قرآن انجام دهد. به این ترتیب، دومین شرط لزوم فرستاده شدن یک پیامبر دیگر، قبلا انجام شده و نیازی به آن وجود ندارد.

خداوند در قرآن با صراحت گفته است که حضرت محمد (ص) ماموریت خود را به طور کامل انجام داده و دین کامل الهی توسط این پیامبر بر مردمان نازل گشته است. پس انسانها با گرویدن به این دین کامل، به فرستاده الهی دیگری نیاز ندارند.

درباره چهارمین شرط لازم برای ظهور پیامبر نیز، از آنجایی با وجود عظمت ماموریت حضرت محمد (ص)، در زمان ایشان پیامبر دیگری منصوب نشد، این مورد اصولا در حال حاضر کاربرد نخواهد داشت.

در نهایت از آنجایی که قرآن و سنت پیامبر در شکل اولیه آن حفظ شده و برای نسل امروز نیز دارای ابعادی فراگیر است، هیچ نیازی به ظهور پیامبری دیگر وجود ندارد و بعثت رسول اکرم (ص) بیانگر روزی است که دین خداوند تکمیل شده است.

پیری زودرس پیامبر

پیری زودرس پیامبر

راز پیری زودرس پیامبر

رسول اكرم(ص) بيش از ديگران ازقيامت هراس داشت، زيرا اندازه گريز يا گرايش هر فرد، به نسبت شناخت اوست. به همين دليل حوادث هولناك و سهمگين قيامت باعث پيري زودرس پيامبر شد، از اين رو در پاسخ مردي كه به آن حضرت عرض كرد: اي رسول خدا! چه زود پير شده‏ايد؛ فرمود:
«شيّبتني هود و الواقعة»؛ (نور الثقلين5/203). اين سخن به تعبير استاد علامه طباطبايي(رحمة الله عليه) ناظر به يادِ قيامت است(الميزان11/66)، گرچه برخي از بزرگان گفته‏اند:

  علت اين كه رسول اكرم(ص) فرمود: «سوره هود مرا پير كرد»، امر به استقامت آن حضرت و همراهان اوست كه در اين سوره مباركه آمده است: «فاستقِم كما أُمرت و مَن تاب مَعك» (هود/112؛مجمع البيان5/304).

  ليكن چون در بعضي از روايات، سوره هود و سوره واقعه در كنار هم ذكر شده است و قدر مشترك اين دو سوره، تبيين مسئله قيامت است و يكي از اوصاف معاد نيز پيركردن نوسالان مي‏باشد: «يوماً يجَعل الوِلدان شيباً» مزّمّل/17 و اين وصف هولناك يا براي طولاني بودن آن روز است و يا براي سوانح سنگين و توانفرساي آن، از اين رو رسول گرامي(ص) كه با عين اليقين بلكه برتر از آن، قيامت و مواقف آن را مشاهده مي‏كرد، مبتلاي به پيروي زودرس شده است.

  نكته درخور ذكر اين كه گرچه ياد معاد، در دنيا چنان تأثيري در جسم انسان كامل دارد، ليكن از ثمرات اخروي تأثير هراس از عذاب الهي در سيره علمي و عملي اولياي خداوند اين است كه باعث مي‏شود آنان در قيامت عذاب جهنّم را حس نكنند و شعله‏هاي آن را نبيينند و صداي زفير و شهيق آن را نشنوند: «اِنّ الذين سَبقت لَهم مِنّا الحُسني أُولئك عنها مُبعَدون لا يسمعون حَسيسها وهُمْ في ما اشتهت أنفسهم خالدون لا يَحزنهم الفَزعَ الأكبر» انبياء/103. در سخنان نوراني حضرت اميرالمؤمنين(ع) نيز آمده است كه خداي سبحان گوشهاي آنها را گرامي داشت و كرامتي بخشيد كه صداي جهنّم را نمي‏شنوند:
«أكرم أَسماعهم أَن تسَمع حَسيس نارٍ أبداً»؛ (نهج البلاغه/خطبه183).

  آية الله جوادي آملي،تفسير موضوعي قرآن كريم ج 9 (سيرة رسول اكرم در قرآن

معجزات پیامبر

معجزات پیامبر

پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ علاوه بر قرآن معجزه‎هاي فراوان ديگري داشته است كه براي اطلاع كامل مي‎توان به كتابهايي كه در اين زمينه نگارش يافته است، رجوع كرد. در اين جا به ذكر چند معجزه بسنده مي‎كنيم:
1. حركت درخت به خواست پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ چنان كه شرح آن در نهج البلاغه (خطبه قاصعه) آمده است.
2. در سفر تبوك، اصحاب از تشنگي شكايت كردند، حضرت دست مبارك را در آب ظرفي كه حتي يك نفر با آن سيراب نمي‎شد، گذاشت و آب آن افزايش يافت به گونه‎اي كه همگي از آن آب خورده و حتي چهارپايان را نيز سيراب نمودند.
3. به هنگام هجرت از مكه به مدينه در ميان راه به خيمه زني به نام «ام معبد» رسيد، در خيمه گوسفند لاغري با پستان‎هاي خشكيده بود. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: اگر رخصت دهي شير آن را من بدوشم. آن‎گاه با دست كشيدن به پستان‎هاي گوسفند و خواندن دعا، آن قدر شير از پستان گوسفند دوشيد كه «ام معبد» و همه اصحاب از آن نوشيدند و سير شدند و در آخر نيز خود نوشيد.
4. ستوني از درخت خرما در مسجد مدينه بود كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به هنگام خواندن خطبه به آن تكيه مي‎داد. و آن گاه كه منبر ساختند و پيامبر از ستون مفارقت كرد، به ناله درآمد (مانند ناليدن كودك براي مادر مهربان، يا مثل نالة ناقه براي بچه خود) تا آن كه آن حضرت از منبر به زير آمد و آن را در بر گرفت و تسلي داد.
5. به هنگام هجرت از مكه، يكي از مشركان به نام «سراقه بن مالك» كه در تعقيب آن حضرت بود به وي رسيد، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در آن حال دعا فرمود كه: «الهي، به هر صورت كه خود مي‎داني، شر او را از من دفع كن»، به ناگاه دست و پاي اسب سراقه در زمين هموار و بي‎گل و لاي، فرو رفت و به كلي از حركت باز ايستاد!
سراقه گفت: اي محمد، دانستم كه اين كار توست. اكنون دعا كن تا از اين ورطه رهايي يابيم و من عهد مي‎كنم كه باز گردم و هر كس را كه از عقب آيد باز گردانم. حضرت در اين هنگام دوباره دعا فرمود و زمين اسب او را رها كرد و او باز گرديد.
6. به هنگام هجرت به مدينه، وقتي آن حضرت وارد غار گرديد كبوتري بر در غار آشيانه ساخت و عنكبوتي تار كشيد، به طوري كه وقتي مشركان به در غار رسيدند، گفتند ممكن نيست در اين سال كسي به اين جا در آمده باشد.
7. در جنگ خيبر، وقتي زينب بنت حارث ـ كه يهودي بود ـ گوسفند زهرآلودي را به رسم هديه نزد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرستاد و آن حضرت از پاچة آن گوسفند لقمه‎اي در دهان مبارك نهاد، آن لقمه به سخن آمد و گفت: از من مخور، زيرا من به زهر آلوده شده‎ام. و آن حضرت لقمه را بينداخت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 20:55  توسط مهدي ذاكري